مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شيخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي استئوپني نارس درنوزادان كم وزن تغذيه شده با شير مادر غني شده با كلسيم و فسفر

دكتر غلامعلي معموري عضو هيئت علمي دانشگاه

دكتر فاطمه ناصري عضو هيئت علمي دانشگاه

دكتر اشرف محمد زاده عضو هيئت علمي دانشگاه

دكتر احمد شاه فرهت عضو هيئت علمي دانشگاه

مقدمه :استئوپني يك اختلال شايع مشاهده شده در نوزادان نارس مي باشد . بر خلاف ريكتر تغذيه اي ، استئوپني نوزادان نارس اساساً‌ مربوط به كمبود دريافت فسفر و كلسيم است تا كمبود ويتامين D .

هدف اين مطالعه بر تأثير افزايش دريافت كلسيم و فسفر در پيشگيري و كاهش استئوپني ناشي از نارسي مي باشد .

مواد وروش :اين مطالعه در بخش NlCU بيمارستان قائم مشهد ، روي نوزادان با وزن تولد كمتر از 2000 گرم درطي مدت يك سال انجام شد . بيماران بطور اتفاقي در دو گروه درمان و شاهد تقسيم شدند . تغذيه كليه بيماران انحصاراً از شير مادربود . در گروه درمان از روزي كه تغذيه بيمار به حد 100 سي سي به ازاي كيلوگرم وزن بدن رسيده و سرم بيمار قطع مي شد ، كلسيم گلوكونات 10% با دوز 5 سي سي به ازاي كيلوگرم وزن بدن در دوزهاي منقسم 12 ساعته به روش خوراكي تجويز مي شد . براي تمامي بيماران در سه نوبت در روزهاي 14، 28و 42 بعد از تولد اندازه گيري كلسيم ،‌فسفر و آلكالن فسفاتاز سرم انجام مي شد ، همچنين در اين زمانها اندازه گيري قد وزن و دور سر بيماران انجام ميشد .

در پايان هفته 6 بعد از تولد ، راديوگرافي مچ دست جهت بررسي استئوپني انجام مي شد ، كليه راديوگرافي هاي بيماران توسط يك راديولوژيست بدون اطلاع از نتيجه درمان و ياشاهد گزارش مي شد .

يافته ها : با وزن كمتر از 2000 گرم بطور اتفاقي دردو گروه درمان (23 نفر) و گروه شاهد (20نفره ) قرار گرفتند .

بر اساس معيارهاي بيوشيميايي 15 بيمار مبتلا به استئوپني بودند كه تعداد 7 نفر (4/30%) در گروه درمان و 8 نفر (40%) در گروه كنترل قرار داشتند بر اساس راديوگرافي 23 نفر علائم استئوپني ( كاهش دانسيته استخوان ، نازكي كورتكس و كاپينگ ) را نشان دادند كه 11 نفر (48%) درگروه درمان و 12 نفر (60%) درگروه كنترل قرار داشتند .

ميزان افزايش قد در طي 6 هفته اول بطور متوسط در گروه درمان 36/5 سانتي متر و درگروه شاهد 45/4 سانتيمتر بود.

ميزان بروز استئوپني درنوزادان كه سير باليني با عارضه اي داشتند ( ابتلا به سپتي سمي ، آسفكسي ، RDS و ونتيلاسيون مكانيكي ، ..... ) درهر گروه درمان وشاهد بطور قابل ملاحظه اي بيشتر از نوزاداني بود كه سيرباليني بدون عارضه اي داشتند .

نتيجه گيري :نتيجه گيري اين مطلب نشان مي دهد كه تجويز اضافي كلسيم و فسفر علاوه بر شير مادر مي تواند باعث كاهش ميزان بروزاستئوپني در نوزادان نارس شده و همچنين باعث بهبود افزايش وزن و قد آن ها گردد. ولي نتايج آماري حاصل باتست دقيق فيشر در مطالعه ما تفاوت قابل ملاحظه اي را از نظر بروز استئوپني با دو معيار تشخيصي راديو لوژيك و بيوشيميك در دو گروه نشان نداد (( P=0.35 , P =0.36 علت اين مسئله مي تواند ناشي از عدم دقت كافي تشخيص استئوپني با روش هاي معمول بيو شيميايي و راديوگرافي در مقايسه با روش دانسيتومتري استخوان ( كه متاسفانه امكان انجام آن براي نوزادان نارس درحال حاضر در مركز قائم وجود ندارد ) و حجم نسبتاً‌كم نمونه كه ناشي از محدوديت زمان مطالعه و عدم مراجعه تمامي بيماران كه در طرح قرار گرفتند ولي جهت سنجش هاي لازم تا 6 هفتگي مراجعه نكردند ، مي باشد .

Abstract:Osteopenia is a metabolic bone disease. That frequently presents in premature infants .It is usually sub clinical and diagnosed only after development of severe complications such as fractures or rickets .

In our study forty three preterm infants with birth weight less than 2000 gr. were followed form birth to six weeks after birth .

Twenty babies (control group )received breast milk and twenty three (case group )babies received breast milk and supplemented with calcium and phosphorus .All received a daily supplement of 400 I U vitamin D .

Serum ,calcium ,phosphors and alkaline phosphatase levels were measured every two weeks until six-week postnatal age ,at the end of this time wrist Xray for evaluating osteopenia was done .

In our study infants that were fed with breast milk without supplementation of calcium and phosphorous had poor linear and weight growth ,and developed osteopenia greater that other group .

In both groups, infants with complicated course developed osteopenia greater than infants without complicated course

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

اثر موضعي تغذيه بر پوسيدگي هاي دنداني زودرس در كودكان

دكتر فاطمه مظهري ، استاديار گروه دندانپزشكي كودكان دانشكده دندانپزشكي

مقدمه و هدف: پوسيدگيهاي دنداني زودرس در كودكان (Early child hood caries= ECC) شكل خاصي از پوسيدگي هاي دنداني شايع در شيرخواران، نوپايان، و كودكان قبل از مدرسه است كه يكي از جدي ترين مشكلات دنداني را در كودكان ايجاد مي كند و عوارضي مثل درد، عفونت، تأخير در رشد و .....را بدنبال دارد و ميتواند بر سلامت ساير دندانهاي شيري و متعاقباً بر سلامت دندانهاي دائمي در آينده تاثير بگذارد.

عوامل اصلي ايجاد كننده آن عبارتند از ميكروارگانيسم، مواد غذايي قابل تخمير ، ميزبان مستعد و زمان. البته در كودكان فاكتورهاي مساعدكننده اي نيز وجود دارند كه ميزان بروز و الگوي پوسيدگي را براي اين سنين منحصر به فرد مي كند. در بين عوامل ايجاد كننده آن اثر موضعي مواد غذايي مصرف شده جايگاه خاصي دارد و يكي از مهمترين راههاي پيشگيري از ECC‌دركودكان كاربرد توصيه هاي بهداشتي مربوط به رژيم غذايي diet)) مي باشد.از آنجائيكه تغيير عادات غذايي در بزرگسالان براحتي انجام پذير نيست، مي بايست ايجاد عادات صحيح غذايي را از دوران كودكي آغاز نمود.

هدف از ارائه اين مقاله ارائه توصيه هاي كاربردي و عملي جهت كنترل مصرف مواد غذايي پوسيدگي زا و معرفي انواع مواد غذايي مفيد براي سلامت دندانها مي باشد.

مواد وروش كار: مطالب مربوطه از جديدترين كتب و مقالات علمي گرد آوري شده است.

نتيجه: با انجام مشاوره غذايي و ارائه توصيه هاي بهداشتي در اين زمينه مي توان تا حد زيادي از شيوع پوسيدگيهاي دنداني در كودكان كاست.

كليدواژه ها: تغذيه - اثر موضعي- پوسيدگي هاي دنداني زودرس در كودكان

 

Local effects of diet on early childhood caries

Authur: Dr.Fatemeh, Mazhari, Assisstant professor of pediatrics department dental school, Mashhad, Iran

Introduction : Early childhood caries (ECC) is the term that describes a unique pattern of carious lesions in infants , toddlers and preschool children . It can result in complications such as: pain, infection, failure to thrive (FTT) and also is a serious threat to the health of other primary teeth and subsequently to the health of the permanent dentition.

The main causes of ECC are: Microorganisms, fermentable substrate , host & time. There are also some risk factors in children which make the pattern & prevalence of ECC unique for children .Among the main causes of ECC, topical effect of diet is of high significance.

One of the most important methods of prevention is applying health recommendations concerning diet. Because adult food habits are usually not easily altered , this prevention program should begin in childhood.

The purpose of this lecture is to introduce applicable and practical recommendations about how to control using of cariogenic food products and also introducing non- and less cariogenic foods.

Method & Material: The issues have been collected from the newest related literatures & textbooks.

Conclusion: With diet counseling & introducing health recommendations in this field , we can significantly reduce the prevalence of ECC .

Key words: Diet, Local effect, Early childhood caries

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

روند هشدار دهنده افزايش دوركمر دركودكان و نوجوانان تهران مطالعه قند و ليپيد تهران

پروين مير ميران – فاطمه محمدي – دكتر يدا... محرابي – دكتر فريدون عزيزي

تهران، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

مقدمه و هدف : دور كمر يك پيش بيني كننده مستقل بيماريهاي غير واگير است كه اعتبار آن در كودكان و نوجوانان نيز مشخص شده است . اين بررسي با هدف مقايسه تغييرات دور كمر كودكان و نوجوانان تهراني درطي 3 سال انجام شد.

روشها : كودكان (10-6 سال) و نوجوانان( 16-11 سال)منطقه 13 تهران يكبار در سال 1378 (n=733) ويكبار در سال 1381 n=673)) در قالب دو مرحله مطالعه قند و ليپيد تهران مورد بررسي قرار گرفتند . قد،وزن و دور كمر در اين افراد اندازه گيري شد و نمايه توده بدن BMI محاسبه گرديد . كودك يا نوجواني داراي اضافه وزن و چاق در نظر گرفته شد و نمايه توده بدن BMI محاسبه گرديد. كودك يا نوجواني داراي اضافه وزن و چاق درنظر گرفته شد كه مطابق منحني بين المللي BMI او در سن 18 سالگي به ترتيب 25و30 خواهد بود.

يافته ها: ميانگين دور كمر در افراد مذكر مرحله دوم در سنين 5/8، 10 ( تفاوت ميانگين ها به ترتيب 0/3 ±6/8و 2/3± 4/9 سانتيمتر ، P<0.01) ،12،5/15 ( تفاوت ميانگين ها 3/3±/ 3/8 و 1/4 ± 7/15سانتيمتر ، 05/0P<) و 5/3 ( تفاوت ميانگين ها 2/3± 8/11 سانتيمتر ، 0.001 P<) ، سال به طرز معني داري بالاتر از مرحله اول مطالعه قند و ليپيد تهران بود. درمقابل تنها در نمونه هاي مونث 5/14 ساله دور كمر به طرز معني داري بالاتر از مرحله اول مطالعه بود(9/5 ±1/68 در برابر 2/8 ±9/72 سانتي متر ، P<0.05) . ميانگين نمايه توده بدن در طي 3 سال در افراد مذكر 5/8 ، 10، 13و 5/13 ساله به طرز معني داري افزايش يافت( تفاوت ميانگين ها به ترتيب 1/1 ±3/2، 1/1 ±5/2 ،6/1 ± 1/4 و kg/m²2/1 ±5/3 ، 5./. P< ).در افراد مونث اين افزايش در گروه هاي سني 5/8 ، 14و 5/14 سال مشاهده شد ( تفاوت ميانگين ها به ترتيب 8/0±4/2 ،0/1 ± 1/2 و kg/m² 9/0 ±1/2، 5./. P< ). شيوع اضافه وزن (1/9 در برابر 8/16 درصد در پسران و 1/12 در برابر 4/15 درصد در دختران ) وچاقي (5/5 در برابر 3/6 درصد در پسران و 7/3 در برابر 2/5 درصد در دختران ) بر پايه BMI درهر دو جنس درمرحله دوم به طرز معني داري بالاتر از مرحله اول بود (P<0.05)

نتيجه گيري : درمجموع دركودكان و نوجوانان تهراني ، دور كمر كه نشان دهنده چاقي شكمي است ، در طي 3 سال بررسي در پسران بيشتر از دختران افزايش يافت . در حاليكه شيوع اضافه وزن و چاقي بر پايه BMI درهردو جنس افزايش يافت . انجام اقدامات فوري براي معكوس كردن روند افزايش اضافه وزن و چاقي شكمي در كودكان و نوجوانان تهراني و پيشگيري از عوارض فردي و اجتماعي آن حياتي است .

واژه هاي كليدي : دور كمر ، روند افزايشي ، چاقي ، كودكان ونوجوانان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

سطح آگاهي مادران از نحوه تغذيه و بهداشت كودكان مبتلا به اسهال

سعيد اصلان آبادي ، مائده عليزاده

دانشگاه علوم پزشكي تبريز – بيمارستان كودكان گروه جراحي

خلاصه :

زمينه واهداف : اسهال علت اصلي سوء تغذيه دركودكان بوده و تكرار آن موجب سوء تغذيه شديد واختلال در رشد و تكامل مي گردد . از طرف ديگر كودكان مبتلا به سوء تغذيه بيشتر در تعرض خطر عفونت هاي اسهال قراردارند.

روش بررسي: اين روش توصيفي بر روي 30 نفر ازمادران كودكان مبتلا به اسهال زير 5 سال بستري در بيمارستان كودكان تبريز با روش نمونه گيري آسان انجام گرفت . پس از جمع آوري داده ها از طريق مصاحبه با استفاده از نرم افزارآماري ( ver.11 )SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت .

يافته ها : نتايج اين مطالعه نشان دادكه سن اكثريت مادران (52%) كمتر از 26 سال بود واكثريت كودكان (3/53%) درمحدوده سني 6 ماهگي تا 2 سالگي قرار داشتند . همچنين اكثريت مادران (7/66%) بعد از ابتلا به اسهال درمنزل دادن شير با ساير غذاها را ادامه داده بودند ولي 70درصد از مادران درمنزل محلول او.آر.اس به كودك نداده بودند .با اينكه 3/83% مادران شستن پاي كودك را بعد از هر بار اسهال ضروري دانستند ولي به علت محدوديت ناشي از سرم درماني 7/76% آنها قادر به انجام اين عمل نبودند .

نتيجه گيري : پزشكان و پرستاران مي توانند با ارتقاي آگاهي مادران در زمينه تغذيه و رعايت بهداشت كودكان مبتلا به اسهال آنها را در اداره بيماري ياري دهند .

كليد واژه ها : اسهال ،‌آگاهي مادران ،‌بهداشت ، تغذيه

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

فقر و روانپزشكي

دكتر مباركي

فقر يكي از مهمترين عوامل اختلالات روانپزشكي است ( گزارش سازمان جهاني بهداشت) .

با توجه به گستردگي اثر فقر در جنبه هاي مختلف زندگي و فراواني علل مختلفي كه براي ايجاد اختلالات روانپزشكي مطرح شده فقر مي تواند بطور مستقيم و غير مستقيم در ايجاد شروع- شدت – مدت و نحوه پاسخ به درمان اين اختلالات دخالت كند.

از نظر سبب شناسي علل اختلالات روانپزشكي به سه دسته زير تقسيم ميشود:

1) عوامل زيستي

2) عوامل رواني

3) عوامل فرهنگي اجتماعي

هر كدام از اين دسته ها داراي زير مجموعه هايي است ; بعنوان مثال: عوامل اجتماعي به زير مجموعه سياسي – اقتصادي- فرهنگي – ديني و در دو بخش عمده جامعه و مدرسه تقسيم ميشود.

و يا عوامل زيستي به عوامل ژنتيك – بيوشيمي – و فيزيكي و ..... تقسيم ميشود.

فقر به دليل مشكلاتي كه در تغذيه ، نوع و مقدار مواد غذايي دارد بطور مستقيم و غير مستقيم در بيولوژي رشد كودك اثر ميگذارد . با اثر روي سلولهاي مغز و نوروترانسميترها باعث كم هوشي و يا اختلالات ديگر روانپزشكي ميشود.

كمبود ويتامينها پروتئين و مواد كمياب ( روي – مس و ....) از جمله ديگر علل بيماري هستند.

در اصل مقاله به بررسي دقيقتر مسئله و اثر فقر در سه قسمت بهداشت – پيشگيري – درمان بيماريهاي رواني ميپردازيم.