مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شيخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

تاثير تغذيه خوراكي زود هنگام در كاهش مرگ و ميرو طول دوره بستري اطفال مبتلا به سوختگي - ( بخش سوختگي بيمارستان امام رضا ( ع) مشهد )

دكترعنايت ا... نعمت خراساني ( متخصص اطفال ، بهداشت و تغذيه نوزادان )

سوختگي به طور مشخص نيازهاي متابوليك بدن را افزايش مي دهد به طوريكه 36 تا 48 ساعت اول پس از ايجاد آن ،‌اين پديده موجب كاهش شديد وزن و تهديد حيات فرد مي شود . حمايت تغذيه اي بيماربه منظورمحدود كردن كاهش وزن ،‌حفظ توده بدن و ترميم گرافت ها و محل هاي دهنده گرافت امري حياتي است . در سالهاي اخير توصيه هاي مبني بر شروع هر چه زودتر تغذيه خوراكي بالاخص در اطفال مبتلا به سوختگي بيان شده ، ليكن تحقق جامعي دراين خصوص صورت نگرفته است . لذا بر آن شديم تا ضمن شروع تغذيه خواركي درمراحل اوليه احياء اطفال مبتلا به آسيب حرارتي ( بستري در بخش سوختگي ) نتايج حاصل از اين مسئله رابررسي و با نتايج درمانها ي قبلي و ساير منابع و مراجعه مقايسه نماييم .

روش تحقيق :اين پژوهش به صورت كارآزمايي باليني (EXPRIMENTAL ) بر روي 366 طفل مبتلا به آسيب حرارتي ( بستري دربخش سوختگي ) طي يكسال ( سال 1381) انجام گرفته است . در اين تحقيق از همان ابتدا ،‌با توجه به سن بيماران و پذيرش و تحمل خواركي آن ها ( عدم تهوع و استفراغ و ديستانسيون شكمي ) تغذيه را شروع مينموديم .طبق پروتكل ها ي درماني بيماران مبتلا به سوختگي كه بستري مي شوند ،‌تا قبل از اين تحقيق به مدت 24تا 48 ساعت تغذيه خوراكي قطع مي شد و فقط تحت مايع درماني تزريقي قرار مي گرفتند ( فرمول بروك) لكن چون ثبت موارد بستري ونتايج درماني تا سال 1380 ،چنان دقيق صورت نمي گرفت ،‌به عنوان گروه شاهد نتايج درماني حاصل از موارد بستري درسال 1380 رامورد توجه قرار داديم . ( اطلاعات حاصله در نرم افزارهاي EPI-INFO2000 و (SAS) Statistical Analysis system مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند .

يافته هاي پژوهشي : كل افراد مورد مطالعه در سال 1380 ( گروه يك ) 322 نفر و درسال 1381 ( گروه دو ) 366 نفر بودند . در گروه يك نسبت دختر /پسر = 2/38%/8/61% و در گروه دو نسبت پسران به دختران 16/63‌%به 83/36% گزارش گرديد .

مايعات داغ وآتش به ترتيب تقريبا 70% و 4/24% موارد منجر به آسيب حرارتي را در هر دو سال به خود اختصاص مي دادند. ميانگين سن افراد به ترتيب 57/22% و 48/20%تعيين شد . در سال 1380 ،‌40 نفر ( 12% ) و در سال 1381،‌31 نفر (74/8% ) فوت نمودند . بالاخره ميانگين مدت بستري افراد در سال 1380 ( 04/16روز) و در سال 1381 ( 6/12 روز) مشخص گرديد .

همانطور كه مشخص است شروع تغذيه خوراكي زودهنگام تأثير مناسبي در كنترل مرگ ومير و طول دوره بستري اطفال مبتلا به سوختگي داشته است. ( اختلاف معني داري بين درصد مرگ و مير اطفال 0.05 p< و طول دوره بستري P<0.001 ‌وجود دارد .)

 

نتيجه گيري : يافته هاي حاصل از اين پژوهش بار ديگر توجه دقيق تر به گروه سني اطفال ( كه در معرض خطر بيشتري از نظر آسيب هاي حرارتي هستند ) را به منظور رعايت نكات ايمني جهت پرهيز از سوختگي و همچنين رعايت اصول دقيق درمان و مراقبت اطفا ل سوخته به ويژه تغذيه آنها را متذكر شدند .

 

Effects of Early Oral Nutrition on Decreasing Mortality and Morbidity In children with Burn Injury ; a children Trial

 

E.N>Khorasanizzz , MD ,Pediatrician ,Faculty of Medicine Islamic Azad University of Mashed

Department of Burn Injury ,Emam Reza Hospital ,Mashed University of Medical Sciences ,Iran

Back ground : As we know burn injury increases body metabolic demands and can lead to severe weight loss and death in the first 36-48 hours . Therefore ,supportive nutritional interventions are necessary to limit weight loss ,retain body mass ,and reconstruct grafts donor sites .Recently ,early oral nutrition has been recommended especially in children ,nonetheless there are few comprehensive researches.

Object:Our research aimed to evaluate the impact of early oral nutrition in hospitalized children with burn injury and compare the results with current treatments.

Materials and methods :This clinical trial was carried out in 688 children with heat injury hospitalized in burn department during 2 years . We categorized patients into 2 groups in random .322 patients received only intravenous liquid therapy according to current treatment protocols in the first 24-48 hours and served as control group .366 patients were immediately nourished orally, regarding their tolerance (absence of vomiting and abdominal distention )and served as case group .Finally data was analyzed by EPI-info 2000 and Statistical Analysis System (SAS).

Results:In our research ,mean age and Male/female ratio were subsequently 62.57 months and 63.16/36.83 in case group and 56.89 months and 61.8/38.2 in control group. Hot liquids and fire respectively accounted for 70% and 24.4% of all of heat injuries in both groups .Mean percent of burn injury was reported 22.57% in case group and 20.48% in control group. Mean duration of hospitalization was 12.6 days in case group and 16.04 in control group after treatment (p<0.01).31 patients (8.74%)in case group and 40 patients (12%) in control group were expired (p<0.05).

Conclusion : Our research showed that early oral nutrition decreases duration of hospitalization and mortality in children with burn injury in the first 24-48 hours

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

تغذيه در كودكان مبتلا به بيماري قلبي مادرزادي

دكترعبدالرسول نيكيار : استاد دانشگاه علوم پزشكي اصفهان – فوق تخصص قلب كودكان

زهرانيك يار – دانشجوي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان

مهمترين وظيفه پزشك متخصص كودكان در برخورد با شير خوار يا كودك مبتلا به بيماري قلبي مادر زادي ،‌توجه به تغذيه و مشكلات مربوط به آن است . بيان اصطلاح " درمان تغذيه اي " در اين شير خواران ،‌اهميت موضوع را دو چندان مي نمايد.

رابطه مشخصي بين بيماري قلبي مادرزادي ، سوء تغذيه وتاخير رشد وجود دارد . شير خواران مبتلا به نارسايي احتقاني قلب ،‌ هيپرتانسيون عروق ريه و بيماري سيانوتيك و انسدادي قلب اغلب دچار كمبود رشد هستند . عوامل موثر در اختلال رشد و سوء تغذيه مبتلايان به بيماري مادرزادي عبارتنداز : عوامل پره ناتال و ژنييك ، عواملي مثل هيپوكسي و هموديناميك و نيز اختلال عوامل موثر در رابطه با دريافت ،‌مصرف و جذب مواد غذايي و نيازهاي متابوليك .

شيوع رشد كم داخل رحمي در شير خواران مبتلا به بيماري قلبي بيشتر است .شير خواران مبتلا به بيماري قلبي كه دچار ديسپنه ،‌تاكيكاردي و خستگي همراه با هيپوكسي مزمن هستند، علي رغم دريافت كمتر مواد غذايي دچار اختلال مصرف انرژي و پروتئين نيز بوده و جذب روده اي مختل هم دارند .ناتواني در هماهنگ نمودن مكيدن ،‌بلعيدن و تنفس ،‌مكيدن را در اين شير خواران غيرموثر ودشوار مي سازد . تخليه معده اغلب تأخير داشته و نيز كاهش گنجايش معده حاصل از فشار در اثر بزرگي كبد يا آسيب منجر به احساس سيري زودرس مي گردد. متابوليسم بازال در اين شير خواران بعلت افزايش كار قلب و تنفس زياد است .سو ء جذب مواد غذايي بخصو ص چربي و پروتئين نيز از عوامل موثر در سوء تغذيه مبتلايان به بيماري قلبي مي باشد . در مبتلايان به بيماري قلبي سيانوتيك ،‌استعداد ابتلاء به كمبود آهن زياداست ،‌گرچه ممكن است پلي سيتمي موجود مانع تشخيص گردد .

اهداف تغذيه اي دركودكان مبتلا به بيماري قلبي مادرزادي شامل تكميل ذخاير بدن و كمبودها ي نسجي ، اصلاح هوموستاز متابوليك ورسيدن به رشد فيزيكي مطلوب است . بطور كلي ، احتياجات كالري و پروتئين براي رشد مناسب شيرخواران مبتلا به بيماري قلبي مادر زادي از مقادير توصيه شده معمول بيشتر است . شير خواران مبتلا به بيماري قلبي مادرزادي شديد براي تأمين رشد (بخصوص وقتي اختلال رشد با درمان در حال بهبود است ) نياز به تامين كالري و پروتئين كافي دارند ، اين مقدار 120 تا 160 كيلو كالري براي هر كيلو وزن بدن مي باشد .

شير مادر حاوي حدود 20 كيلو كالري در هر اونس است و گرچه مزاياي تغذيه اي و ايمونولوژيك آن بر هيچكس پوشيده نيست ،‌قادر به تامين نيازكالريك و پروتئيني شير خواري كه نياز متابوليك بالا دارد نميباشد . مصرف متناوب شير پر كالري در مواردي خاص لازم ميگردد .

مايعات مورد نياز شير خواران و كودكان مبتلا به بيماري قلبي بر اساس نوع بيماري ،‌مصرف ديورتيك ،‌تحمل مايعات ،‌نارسايي احتقاني قلب و هيپرتانسيون ريوي مشخص ميگردد . اين كودكان 15-10 درصد بيشتر از معمول آب از دست مي دهند كه بعلت مصرف ديورتيك ، تاكي پنه ،‌استفراغ ، اسهال يا ساير اختلالات متابوليك است . مصرف سديم و تعادل آن اهميت داشته ،‌چون از طرفي مصرف زياد آن ممكن است منجر به بروزيا تشديد نارسايي قلب گرديده ،‌و از طرف ديگر دريافت روزانه كمتر از 2 ميلي اكي والان به ازاي هر كيلو وزن ممكن است هيپوناترمي و اختلال رشد را باعث شود . توجه به اين موضوع درانتخاب نوع شير و غذاهاي آماده ضرورت دارد .

پتاسيم ،‌ويتامين ها و آهن نيز در تغذيه شير خواران مبتلا اهميت خاص دارند .شير خواراني كه ديورتيك هايي مثل فوروسمايد مصرف مي نمايند، پتاسيم بيشتري از دست مي دهند ، لذا تعديل در تجويز ديورتيك و نيز تجويز ديورتيك هاي نگهدارنده پتاسيم مثل اسپيرونولاكتون يا اضافه كردن مكمل هاي پتاسيم دار براي حفظ تعادل پتاسيم لازم است .

در شير خواراني كه محدوديت مصرف مايعات دارند ،‌ويتامين ها و مينرالها بقدر كافي به بدن نمي رسد . به اين شير خواران بايد مولتي ويتامين اضافي روزانه تجويز نمود . افزايش شيوع كمبود آهن در شير خواران سيانوتيك و نيز احتمال بروز عوارض آن ايجاب مي نمايد كه آهن يا شير غني شده با آهن را از اوايل عمر تجويز نمود .

درمواردي كه شير خوار مبتلا به بيماري قلبي دچار سوء تغذيه شديد است ممكن است تغذيه از طريق لوله معده ( تغذيه مداوم 12 يا 24 ساعته ) و يا حتي تغذيه وريدي لازم شود . در چنين مواردي اغلب شيرهاي پركالري ( 30 كيلو كالري درهر اونس باتغليظ شير يا افزودن مكمل ) مصرف مي شود . توجه به مقدار سديم شير ونيز سديم دريافتي شيرخوار اهميت دارد .

 

NUTRITIONAL MANAGEMENT FOR CHILDREN WITH CONGENITAL

HEATR DISEASE

Rasoul Nikyar, MD.*, Zahra Nikyar, MS.

The relationship between congenital heart disease (CHD) ,malnutrition and growth retardation is well documented .Patients with congestive heart failure (CHD) , pulmonary hypertension and cyanotic and obstructive heart diseases often exhibit significant growth failure .The factors contributing to growth impairment and malnutrition in infants and children with CHD include: prenatal and genetic

factors , hypoxia ,and hemodynamic , factors and those relating to nutritional intake ,metabolic requirement and nutrient absorption.

Nutritional intake ,energy expenditure ,and intestinal absorption play significant roles in the growth failure in the child with CHD ,Children with CHD demonstrate compromised energy and protein intake ,leading to a diminished growth rate .Decreased nutrional intake is often related to dyspnea , tachypnea ,and fatigue associated with chronic hypoxia .Unable to coordinate sucking ,swallowing ,and breathing , sucking from a bottle becomes inefficient and laborious for these infants .

The goals of nutritional management for children with CHD include the repletion of body stores and tissue deficits ,the restoration of metabolic homeostasis ,and the promotion of optimal physical growth .The calorie and protein requirements for appropriate growth of infants with CHD are generally increased over the levels of the recommended dietary allowances .

Fluids requirements of infants with CHD are greater and fluid losses are 10% to 15% greater than the normal child . Sodium intake and balance are particulary important in the child with CHD because excessive dietary intake may promote or worsen already existing CHD .Other nutrients of particular concern in the nutritional management of CHD include potassium ,vitamins ,and iron .Given the increased prevalence of iron deficiency in infants with cyanotic CHD ,iron –fortified formula should be started at birth and certainly no later than 4 months of age .

Breasts milk contains about 20 kcal per ounce ,and ,although it can provide nutritional and immunologic advantages over infant formula ,it generally does not provide adequate caloric and protein for the infant with elevated metabolic needs Breastfeeding may be alternated with high –caloric – density formula intake to ensurea total caloric intake of between 120to 140 kcal/kg daily.

Despite the use of calori cally dense formulas ,some infants with CHD may not demonstrate adequate catch –up growth as a result of extreme tachypnea and elevation in metabolic rate experienced with oral feeding . Nutritional support can be enhanced with continuous nasogastric feeding .

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

تغذيه در كودكان مبتلا به نارسايي مزمن كليه

دكتر حسن اتوكش: فوق تخصص نفرولوژي كودكان، بيمارستان كودكان علي اصغر

دكتر رزيتا حسيني: متخصص كودكان

تغذيه مناسب يكي از محورهاي اصلي درمان در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن كليه (CRF ) است. امروزه محققين معتقدند كه تغذيه مناسب در كودكان مبتلا به CRF مي تواند اختلالات رشد در آنها را حتي در حضور استئوديستروفي آشكار به حداقل برساند. رژيم غذايي يكي از فاكتورهاي مهم است كه روند از دست رفتن نفرونها را در بيماران مبتلا به CRF كند مي كند، بدين صورت كه رژيم غذايي حاوي فسفر و پروتئين كم ، كاهش چربيها و يا تغيير تركيب آنها در رژيم غذايي مي تواند وقوع ESRD را به تعويق بياندازد. ما در اين مقاله بر آن شديم كه مروري بر اصول يك رژيم غذايي مناسب در كودكان مبتلا به CRF داشته باشيم .

دريافت انرژي در كودكان با CRF بايد 100% ميزان انرژي مورد نياز آنها (RDA) بر حسب سن باشد. در كودكان مبتلا به سوء تغذيه و داراي نسبت پايين وزن به قد ميزان كالري مورد نياز به 120% RDA هم مي رسد. تامين كالري مناسب موجب افزايش ميزان رشد شده و همچنين از شكست و سوء تغذيه پروتئين جلوگيري مي كند. اين انرژي از طريق چربيها و كربوهيدراتها بايستي تامين شود. بر طبق برخي منابع 50 تا 75% اين كالري از كربوهيدراتها، حداقل 20% از چربيها و 3% از اسيدهاي چرب ضروري غير اشباع بايد تامين شود. امروزه استفاده بيشتر از اين نوع اسيدهاي چرب بدليل بهبود سطح ليپيدهاي سرم توصيه مي شود. در عمل استفاده از كربوهيدراتهاي پر انرژي مانند روغن ذرت و برنج و فراورده هاي آن براي تامين اين انرژي پيشنهاد مي شود.

دريافت پروتئين بسته به سن، نوع درمان جايگزين و ميزان BUN سرم بين 0.8 تا 2.5 گرم/ كيلوگرم در روز متفاوت است. بطور كلي در كودكان مبتلا به CRF بدليل روند رشد محدوديت شديد براي پروتئين در رژيم غذايي توصيه نمي شود. 70% اين پروتئين از نوع بيولوژي بالا ( High biology value ) كه شامل اسيدهاي آمينه ضروري است بايستي تامين شود. اين پروتئينها در تخم مرغ بيشترين مقدار را در بين فراورده هاي پروتئيني دارند.

دريافت سديم بسته به بيماري زمينه اي و حجم داخل عروقي متفاوت است. در موارد ادم، هيپرتانسيون و حجم داخل عروقي بالا دريافت سديم بين 1-3 meq/kg در روز توصيه مي شود. در حاليكه تجويز 4 -6 meq/kg

سديم در روز در كودكان با نفروپاتيهاي از دست دهنده نمك توصيه مي شود. در بيماران با CRF بدليل اختلال تغليظ ادرار دريافت مايع زياد بوده و اين مقدار مايع در دفع ادراري اوره كمك مي كند. در مقابل در GFR هاي پايين دريافت مايع بر حسب نياز محدود مي شود. دريافت فسفر و پتاسيم هم در كودكان با CRF بايد محدود بوده و در مورد پتاسيم تا حد 1 meq/kg در روز توصيه مي شود. در مورد ويتامينها، ويتامينهاي محلول در آب بالاخص گروه B به اين بيماران بايد تجويز شود ولي تجويز ويتامينهاي محلول در چربي بجز ويتامين D ضرورتي ندارد.

Nutrition in chronic renal failure in children

Dr. H. Otukesh

Dr. R. Hoseini

Nutrition therapy forms the backbone of conservative management in CRF. There is little doubt that the growth retardation seen in many infants and children with CRF even in the presence of obvious renal osteodystrophy may be minimized by proper, aggressive nutritional management. It has been proposed that limiting protein and phosphor intake, altering lipid intake or composition slow progression of renal failure. The aim of ous this article is to recognize nutritional basis of management in children with CRF.

Caloric intake of at least 100% of the recommended dietary allowance (RDA) for their ages should be provided to children with CRF. For children with low weight height ratios or other evidence of malnutrition, energy intakes may be further increased to 120% of the RDA. Caloric supplementation results in an increased growth velocity, decreased protein breakdown and malnutrition. The calories compromise carbohydrates (50 – 75%) and fat ( 20%). In addition 3% of total energy should be in the form of essential polyunsaturated fatty acids. Nowadays it is recommended to increase polyunsaturated essential fatty acids in diet to normalize lipid level in serum. In practice, because of their high energy supplements, children often receive energy supplements with polyunsaturated corn oil and rice.

Protein intake is dependent on age of patient, renal replacement therapy, and the amount of BUN. Protein intake is recommended between 0.8 – 2.5 g/kg/ day. Severe protein restriction is seldom necessary in growing children. The protein provide to the child with CRF should be at least 70% of high biological value. The proteins of high biologic value are those of eggs and …

Sodium intake is variable in these children and dependent on etiology and intravascular status. Sodium restriction to less than the usual maintenance requirement of 1 meq/kg/day to 3 meq/kg/day is indicated in the management of edema – hypertension and volume overload. Sometimes 4 -6 meq/kg/day of supplemental sodium is required in children with salt loosing nephropathies. In addition water intake is dependent on chronic renal failure process. Renal concentration ability is impaired in chronic renal insufficiency

( GFR > 15 cc/min/1.73 m2 ). Thus these patients (with CRI) should receive sufficient fluid to prevent dehydration and increase urea excretion. Water restriction is indicated in patients with GFR< 15 cc/min/1.73 m2 as necessary.

In patients with CRF, restriction of potassium (1mmol/kg/day) and phosphor is recommended. These children may become deficient in water soluble vitamins and require supplementation of these vitamins. Supplementation with fat- soluble vitamins A, E, K is usually not required.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي اثر غني سازي غذاهاي كمكي بر كاهش سوءتغذيه كودكان 18-6 ماهه شهرستان خواف در سال 1381

دكتر محمد جواد پريزاده – دكتر غلامحسين خدايي – ايرج صابري فرد – مهندس محمد نجفي – دكتر جواد جعفري- دكتر فيض محمدي دكتر سميعي- دهنوي

مركز بهداشت استان خراسان – گروه تخصصي بهداشت و تنظيم خانواده

مقدمه : سوء تغذيه پروتئين انرژي يكي از مهمترين مشكلات كودكان ايراني است بطوريكه بر اساس آخرين مطالعه كشوري شدت سوء تغذيه درميان كودكان زير 5 سال در حد متوسط است . مطالعات انجام گرفته دراستان خراسان نيز نشان دادند كه بيشترين شيوع سوء تغذيه درميان كودكان خواف بخصوص درمناطق روستايي بود . لذا در اين مطالعه با بكارگيري از وضعيت موجود،‌طرح مداخله اي بمنظور كاهش سوء تغذيه دركودكان 18-6 ماهه آن منطقه انجام گرفت.

متد: اين مطالعه از نوع case control در طي دوره يكساله و درمناطق شايع تر انجام گرفت . درمرحله اوليه تعداد 34 كودك زير 18 ماه در مناطق سنگان ، قاسم آباد و چمن آباد بطور راندوم انتخاب ومورد ارزيابي تن سنجي قرار گرفتند . سپس مداخله در قالب برگزاري كارگاهها و كلاسهاي توجيهي جهت پرسنل و والدين مادران انجام گرفت . همچنين طي دستورالعمل مشخص بر اساس گروه سني ،‌ دانسيته غذاي تكميلي با هدف افزايش انرژي و پروتئين در حجم پايين و با استفاده از شير مصنوعي اجرا گرديد. سپس درانتهاي دوره شش ماهه پايش نهايي مطابق مرحله اوليه طرح انجام گرفت و نتايج آن با استفادهاز T-test و x2 مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت .

يافته هاي پژوهشي : در اين مطالعه شاخص هاي Stunting(HAZ) وunderweighting(WAZ) و Westing(WHZ) كودكان مورد مطالعه در طي دو مرحله اوليه ونهايي با يكديگر مقايسه شدند. بيشترين تغييرات باتوجه به پايش كوتاه مدت طرح در WAZ انجام گرفته بود . درصد تغييرات WAZ به طور معنا داري (P<0.05 ) در منطقه قاسم آباد از 73/21% به 44/13% و در منطقه سنگان از 85/29% به 9/12% كاهش يافت . بعلاوه نتايج ادواري موجود قبل از طرح نشان داده بودند كه هيچ تغييري در طي 4 سال در وضعيت تغذيه كودكان ايجاد نشده بود و با اجراي طرح شيوع WAZ مشابه ساير مناطق ديگر استان شده بود.(P>0.05)

نتايج : اين مطالعه نشان داد كه تاثير برنامه مداخله اي درشهرستان خواف موفق بوده است بطوريكه شدت سوء تغذيه از مرحله شديد به متوسط نزول پيدا كرده بود فراواني آن مشابه متوسط كل استان است .

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي اثر مصرف مكمل ياري غذائي بر افزايش وزن مادر و فراسنجهاي تن سنجي نوزاد در زنان باردار روستائي - قوچان 1381-82

‌ دكتر سيد محمد جواد پريزاده – دكتر خدائي دكتر صابري فرد مليحه سالك- فاطمه غيبي

مركز بهداشت استان خراسان،‌ واحد بهداشت خانواده

هدف بررسي: با توجه به اينكه 200 ميليون زن در هر سال باردار مي شوند كه بيشترين زنان مربوط به كشورهاي در حال توسعه مي باشند بررسي نشان داد كه اين زنان فقط 3/2 انرژي توصيه شده را دريافت مي كنند در كشور ما نيز زنان انرژي دريافتي شان كمتر از ميزان توصيه شده WHO مي باشد كه مسلما روي وزن نوزاد موقع تولد تاثير خواهد داشت.

بنا بر اين بررسي حاضر به منظورتعيين مكمل ياري زنان بر ميزان افزايش وزن مادر و وزن نوزادان آنان در شهرستان قوچان صورت گرفت.

روش بررسي: در مطالعه تعداد 390 زن باردار واجد شرايط وارد مطالعه شدند هر يك از زنان در طول بارداري مكمل غذايي حاوي 350 كيلو كالري در روز دريافت كردند اطلاعات با استفاده از نرم افزاري SPPSS آناليز شد اطلاعات اين زنان با زناني كه در مقطع زماني مشابه در سال گذشته بار دار بوده و سن بارداري مشابه داشتند مقايسه شد.

نتايج : بررسي نشان داد كه در زنان مكمل ياري نسبت افراد داراي افزايش وزن ناكافي در سه دوم 1/53% و در سه سوم 6/68% بوده است در حالي كه همين نسبت در زنان مورد مقايسه به ترتيب 1/60 و 8/65 است همچنين مشخص شد كه در سه ماهه دوم بارداري ميانگين افزايش وزن هفتگي زنان مورد مطالعه از زنان گروه مقايسه بيشتر بوده و اين تفاوت از لحاظ آماري معنا دار است (P<0.001)همچنين مشخص شد كه بين مصرف مكمل غذايي با قد و وزن هنگام تولد نوزادان رابطه معنا دار آماري P< 0.002 وجود دارد.

نتيجه گيري : داشتن تغذيه كافي و متعادل در دوران بارداري ، عوامل موثري است كه مي تواند وضعيت افزايش وزن مادر باردار و نوزادش را تحت تاثير قرار دهد . استفاده از مكمل هاي غذايي و آموزش تغذيه به طور همزمان در خانواده هاي كم در آمد مي تواند از راههاي ارتقاء سلامت كودكان جامعه باشد.