مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شيخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

اختلالت تغذيه اي و سيتم عصبي

دكتر محسن جوادزاده

فوق تحصص اعصاب اطفال ،دانشگاه علوم پزشكي زاهدان

مقدمه : نقايص تغذيه اي چه به صورت عمومي ، يعني كمبود كلي غذاي دريافتي و چه به صورت اختصاصي ، يعني فقر عناصر خاص در رژيم غذايي دستگاه عصبي را تحت تآثير قرار مي دهد .در بسياري از اوقات و بخصوص د ركشورهاي در حال رشد عفونتهاي باكتريال و انگلي ، بهداشت ناكافي ،‌و نيز محروميت هاي رواني و تغليم و تربيتي نيز مويد بر علت مي شوند تا تصوير باليني پيچيده اي بدست آيد.دستگاه عصبي در حال رشد در برابر مشكلات فوق بسيار آسيب پذير است در نتيجه هر چه سن ابتلا به سوء تغذيه كمتر باشد آثار زيانبار آن بر سيستم عصبي شديدتر مي باشد.

وضعيت حاضر: متاسفانه با وجود اينكه ترويج تغذيه با شير مادر توانسته است از شيوع سوء تغذيه در سنين اوايل شيرخواري بكاهد ولي از اواخر شيرخواري به بعد ، بخصوص د رمناطقي از كشور از نظر اقتصادي و فرهنگي دچار محروميت بيشتري هستند ،كماكان نقش احتلالات تفذيه اي را به عنوان سرمنشأ بسياري ديگر از بيماريهاي اطفال شاهد هستيم .

اشكال باليني: مهمترين شكل سوء تغذيه كمبود توام پروتئين و انرژي است كه بصورت دو سندرم باليني ماراسموس و كواشيوكور ديده مي وشد وتظاهرات عصبي اين دو تا حد زيادي مشابه است و شامل آپاتي،هيپوتوني، و كاهش رفلكسهاي وتري مي باشد در وهله اول بعد كمبود هاي ويتاميني و عناصر ضروري قرار دارند كه با سندرم هاي باليني مانند بري بري، آنسفالوپاتي ورنيكه ،پلاگرو علائم متنوعي چون آتاكسي ،اختلالات حسي،افت قوه تعقل ،نوروپاتي محيطي و تشنجهاي مقاوم،تظاهر مي يابند ،غير از اينها ، پس از بستري و درمان موارد شديد كمبود پروتئين –انرژي گاهي عوارض چون كاهش هوشياري ،و اختلالات حركتي ظاهر مي شوند بعلاوه كودكان بهبود يافته در دراز مدت نيز در خطر كاهش رشد مغزي و همچنين تاخير هوشي مي باشند .

نتيجه گيري: در مقاله حاضر بحث مبسوط تري پيرامون اثرات متعدد و متنوع سو تغذيه در دستگاه عصبي ارائه شده ،پس از مروري كوتاه بر مشكلات تغذيه اي د رمناطق محروم كشور برخي راهكارهاي براي بهبود اين معضل پيشنهاد مي شود .

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي وضعيت تغذيه كمكي در كودكان زير يك سال مراجعه كننده به درمانگاه هاي شهر ايلام(1381)

فرحناز جوكار(عضو هيئت علمي)

دانشكده پرستاري ـ مامايي شهيد بهشتي رشت

مقدمه و هدف: دوران از شيرگيري از بحراني ترين دوره زندگي كودك است و دريافت ناكافي مواد غذايي در اين دوران ميتواند منجر به سو ءتغذيه گردد. از طرفي سو ءتغذيه از معمول ترين و بارزترين دلايل كاهش عمر و بقاي سلامت كودكان در كشورهاي در حال توسعه است.بدين لحاظ تحقيقي با هدف تعيين وضعيت تغذيه كمكي در كودكان زير يكسال مراجعه كننده به درمانگاه هاي شهر ايلام انجام گرفت.

روش تحقيق:در يك مطالعه توصيفي 368مادر كودك 12-6 ماهه مراجعه كننده به 10 مركز بهداشتي درماني با روش نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند.ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه اي حاوي چهار بخش مشخصات فردي مادر و كودك،وضعيت شيردهي،سوالات آگاهي در مورد تغذيه كمكي و منبع كسب اطلاعات از غذاي كمكي بود كه از طريق مصاحبه تكميل مي شد.

يافته هاي پژوهش:نتايج نشان داد كه رشد 8/84%كودكان در جاده سلامتي بود.رتبه تولد 38%از كودكان اول و فاصله كودك با فرزند قبلي در 7/83%نمونه ها بين 3-1 سال بود.5/83%كودكان از شير مادر و در مواقع نياز تغذيه(8/79%) مي شدند.4/95%مادران غذاي كمكي را شروع و 1/49%)از آنها در سن بالاتر از 6 ماهگي اقدام به اين كار نموده بودند.فاصله شروع يك غذاي كمكي با غذاي ديگر در 2/50%نمونه ها4-3 روز بود و 8/80%در موقع دادن يك غذاي جديد از يك قاشق شروع و تدريجاً اضافه مينمودند.1/62%مادران جهت جلب كودك براي خوردن غذاي كمكي شكر،نمك و ادويه جات اضافه نميكردند. 8/75%غذاي كمكي را با قاشق و فنجان ميدادند و 5/92%از مادران زمان نگهداري غذاي پخته شده در يخچال به مدت 24 ساعت مي دانستند. در نهايت آگاهي 3/64%مادران نسبت به تغذيه كمكي خوب بود.همچنين اولين غذاي كمكي در 8/40%نمونه ها لعاب برنج بود.

نتيجه گيري :به نظر ميرسد آگاهي دادن به افراد جامعه در مورد تغذيه كودكان امكان سوء تغذيه را كاهش ميدهد.بنا براين بايد از همه منابع و امكانات موجود در جهت رسيدن به اين هدف ياري جست.

كلمه كليدي:تغذيه كمكي،كودك زير يك سال، ايلام

 

The study of food for 6-12 month _old babies in Ilam city

 

Farahnaz Jokar(The member of scientific committee of medical university)

Guilan university

Introduction and goal:The period of wean is the critical period of child’s life. Unsuitable food and precocious start of complementary food and making and keeping the food in unhealthy conditions in this period lead to malnutrition and diarrhea. Because of the strong correlation between infection and malnutrition , the growth of intestine and the life of baby has faced to danger . For these reasons the study was done in (2001-2002) to determine the condition of complementary food 6-12 months old babieswho have consulted to health and treatment clinics in Ilam.

 

The method of research:In one descriptive study 368 mothers of 6-12 months old babies who have consulted to 10 centers of health and treatment were selected with available method. The tools for gathering data were questionnaires and were completed by interview. The questionnaires included 4 parts ;baby’s mother and baby’s demographic data,

The pattern of feeding with milk , the rule to feed with complementary food and the reference of the data has collected.

 

The research findings:The results show that 83.5%of babies were fed with their mother’s milk and 79.9%

of babies were fed only when they had needed. In 48.6% of samples the complementary food was started for over babies 6 months-old. In 22.8%of samples the interval between two different complementary foods was 5-7 days. In 81% of samples; new food was started from one spoon and gradually inereased.In 73% of samples , mothers for attracting baby to complementary food didn’t have to use sugar, salt or seasoning. In 73% of samples mothers had to use spoon or cup in order to feed and in 91.2% of samples ,mothers had thought keeping time for food is 24 hours .In 8.8% of samples,the first and for 28.2% the second auxiliary food was the mixture of several foods .Only the revenue of 64.3% about feeding with complementary food was good. The first reference of samples were health and treatment clinic (65.4%) and for 0% was radio.

Conclusion:Investment in order to develop public awareness about health of babies’ nutrition decreases malnutrition. Consequently ,we should use all sources for receiving it.

Key words: complementary food ,babies, Ilam

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

اسيدهاي چرب گروه امگا 3

دكتر حبيبي جوزي – شركت حاميران

مقدمه :بر پايه تحقيقات و يافته هاي علمي ، باليني و آزمايشگاهي ، اسيد هاي چرب زنجير بلند با چند پيوند دو گانه POLYUNCATURATED FATTY ACIDS(LCPUFA) گروه امگا 3 در رشد و نمو و تكامل سلول هاي عصبي ، مغز و بينايي جنين در رحم مادر و شير خواران نقش اساسي دارد . وجود مقدار زياد DHA در سلولهاي جسم خاكستري مغز و شبكيه چشم RETINA) ) مؤيد اين حقيقت است .

بديهي است جنين در رحم مادر و شير خواران اين ماده حياتي را از طريق مادر دريافت مي كنند . اگر در تغذيه مادر باردار و شير ده از اين ماده بويژه DHA ناكافي ويا اصلاً‌ وجود نداشته باشد موجب وقفه رشد جنين در رحم ،‌وقفه رشد قدرت بينايي ، قد و سلولهاي مغزي نوزادان مي شود . زيرا حدود 600 گرم DHA ذخيره بدن مادر در دوران بارداري به جنين منتقل مي شود . از اين رو نياز مادر به يك رژيم غذايي كامل حاوي LCPUFA و ساير مواد غذايي انرژي زا افزايش مي يابد .

با توجه به اهميت موضوع و سلامت مادر و كودك ، محققين متفقاً‌ يك مكمل غذاي مناسب و حاوي LCPUFA را براي مادران باردار و شيرده و همچنين براي شيرخواران و كودكان ، قوياً‌ توصيه مي نمايند .

هدف :هدف از اين تحقيقات ،‌نشان دادن اهميت و اثر مثبت LCPUFA در رشد و تكامل سلول هاي مغزي ، بينايي و عصبي شير خواران و كودكان پس از دو هفته از تولد و مقايسه آن در هفته هاي 17و 26و 52 بوده است .

طرح: آزمونهاي باليني راندومايز در 65 نوزاد سالم و ترميك كه در 5 هفته اول از شير مادر گرفته شده بودند و با فرمولهاي مكمل LCPUFA تغذيه مي شدند و اثر مثبت آن روي رشد و تكامل سلولهاي عصبي و مغزي و بينايي و هوشياري شير خواران ارزيابي گرديده است.

 

دست آورد: علي رغم دريافت LCPUFA از طريق شير مادر بمدت 6 هفته ، نوزاداني كه پيش از گرفتن از شيربا فرمولهاي بدون مكمل LCPUFA تغذيه شده بودند در هفته هاي 17و52 بطور آشكار قدرت بينايي خيلي ضعيف داشتند و در هفته هفدهم از قدرت هوشياري و شنوائي كمتر برخوردار بودند ولي گروه نوزاداني كه از فرمولهاي مكمل LCPUFA بالاتر بوده است و در هفته 52 پس از تولد رشد قواي بينائي و هوشياري و شنوائي با افزايش DHA در پلاسما و گلبولهاي قرمز همراه بوده است .

نتيجه گيري:اين تحقيقات و آزمون هاي باليني نشان داده است LCPUFA روي رشد جنين در رحم و تكامل سلولهاي عصبي ، مغزي و بينائي نوزادان اثر مثبت دارد و دوران بحران استفاده از مكمل غذاي LCPUFA و اثر آن از شش هفته اول عمر نوزادان به بعد نيز ادامه پيدا مي كند .

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

پايش تغذيه و رشد كودكان از منظر اوراق بهداشتي

آذر كبيرزاده* - بنيامين محسني ساروي **

آدرس : ساري - دانشكده پيرا پزشكي ساري

پايش رشد فرآيندي است كه به منظور پيشگيري از سؤ تغذيه و ارتقاء سطح بهداشت كودكان در سراسر دنيا از سوي سازمانهاي بين المللي مورد توصيه و تأكيد قرار گرفته است. بخشي از اين فرآيند توسط پرسنل بخش بهداشتي در خانه‌ها و مراكز بهداشت و در قالب وزن كشي دوره اي، رسم منحني رشد و تفسير آن انجام مي گردد. براساس مستندات ثبت شده در صورت لزوم خدمات مشاوره‌اي آغاز شده و اقدامات نيز براساس نظرات مشاورين انجام مي‌پذيرد. ميزان آگاهي، نحوه عملكرد و همچنين فرم هاي مورد استفاده مي توانند تأثير بسزايي در نماياندن روند رشد كودكان داشته باشند.

مدارك بهداشتي امروزه در كشورها با در نظر گرفتن نيازها و محتواي مناسب كه برطرف كننده تقاضاي سيستم بهداشتي نيز باشد، طراحي مي گردد.اما از نقطه نظر عناصر اطلاعاتي و بعبارتي ديگر محتواي فرم ها كه تأكيدي اساسي بر تقدم بهداشت و پيشگيري بر درمان را دارند، رهنمودهايي از طرف سازمانهاي جهاني ارائه مي‌گردد.

نكته مورد توجه تمام كشورها كاهش تعدد فرم ها، افزايش دقت عناصر اطلاعاتي ، چاپ خوانا، كيفيت نوع كاغذ، و عدم وجود عناصر غير ضروري در طراحي فرم ها مي باشند.

براي دستيابي به نكات فوق از ديدگاه تخصصي لازم است تا از متخصصين هر حرفه دعوت بعمل آورده و نكات مورد توجه و داده هايي كه لازم است تا از هر فرم منتج گردد بدقت بررسي و مورد تأمل قرار گيرند.

مدارك بهداشتي كه در حال حاضر به پايش كودكان اختصاص يافته است و در تمام مراكز مراقبت بهداشتي اعم از شهري و روستايي مورد استفاده قرار مي‌گيرند، شامل: فرم‌هاي مراقبت از كودكان زير 6 سال، منحني رشد، جدول مراجعه درماني كودك و مراقبتهاي ويژه، جدول مراجعات بهداشتي كودك تا 2 سالگي ، جدول مراجعات بهداشتي كودك (2 تا زير 6 سالگي) كه از آنها نشانگرهايي كه مرتبط با تغذيه هستند مي‌توان به اندازه گيري وزن، قد، دور بازوي كودكان قبل از ورود به مدرسه و وزن كودك در سن ورود به مدرسه اشاره نمود.

در اين مقاله به اهميت اوراق تخصصي بهداشتي و تأثير آنها بر نحوه پايش تغديه و رشد كودكان كه برگرفته از نظر متخصصين فن مي باشد پرداخته شده است

* عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي مازندران

** رئيس گروه كارشناسان اطلاع رساني پزشكي دانشگاه علوم پزشكي مازندران

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

نکاتي درباره تغذيه نوزادان بدحال در بخشهاي مراقبت ويژه

دكتر مليحه كديور-دانشيار گروه كودكان

دانشگاه علوم پزشكي تهران ‌- بخش مراقبتهاي ويژه نوزادان - مركز طبي كودكان

در طي سالهاي اخير درطب نوزادان تأكيد بيشتري بر افزايش مواد مغذي دريافتي در نوزادان بسياركم وزن و نيز شروع زودتر و استفاده گسترده تر از تغذيه وريدي به دلیل اثر آن بر سلامت آينده مي‌گردد. به دليل عدم تكامل دستگاه گوارش در اين دسته از نوزادان تغذيه وريدي امكان دستيابي به ميزان مناسب اسيدهاي آمينه و مواد ديگر مكمل غذايي چون املاح، ويتامينها و چربي ها را كه نقش مهمي در رشد و تكامل و نيز ايمني نوزاد ايفا مي‌كنند را فراهم مي نمايد. برنامه ريزي دقيق و استفاده مناسب از عناصر مختلف تغذيه وريدي همراه با پايش پيوسته نوزاد اين موقعيت را خصوصاً از طريق كاتترهاي ويژه داخل وريدي فراهم نمايد. در اين شرايط تغذيه نوزاد همراه تغذيه وريدي توصيه مي‌شود. تغذيه وريدي در اين حال امكان افزايش آهسته تغذيه نوزاد را جهت تحمل بهتر سيستم گوارش فراهم مي‌كند. درگذشته بسياري بر شروع دير هنگام تغذيه نوزادان بسيار كم وزن و نيز نوزادان بدحال به علت افزايش احتمال خطر آنتروكوليت نكروزان (NEC) تأكيد داشتند. درحال حاضر نه تنها تأثير آن بر اين مسئله ثابت نشده بلكه مشخص گرديده كه عدم تغذيه عوارض بسياري را نيز در پي دارد. شروع زودرس تغذيه در روزهاي اول زندگي باعث تحريك تكامل روده،‌ ازجمله آزاد سازي هورمونهاي روده‌اي و بهبود حركات روده اي مي‌شود. اين اثرات تنها با شير مادر ثابت شده است. لذا حمايت از مادر و تشويق به شيردهي كه از دوران بارداري شروع شده بايد درطي روزهاي خطير پس از زايمان و تولد نوزاد بسيار كم وزن و يا بدحال مورد حمايت قرارگيرد و ضمن بهره‌گيري از دستگاههاي پمپ شير دوش به اين موقعيت از ابتدا توجه دقيق شود. در تغذيه زودرس چنين نوزاداني با تأمين تعادل مثبت انرژي اثراتي چون زمان كوتاه تر تغذيه وريدي،‌ دستيابي سريعتر به تغذيه كامل از طريق دستگاه گوارش، روزهاي كمتر تحت تهويه مكانيكي،‌ روزهاي كمتر جهت رسيدن به وزن هنگام تولد و در نهايت ميزان كمتر از دست دادن درصد كلي وزن مشخص گرديده است. بعلاوه در نوزادان بدحال حتي تحت تهويه مكانيكي و با مشكلات قلبي - تنفسي تغذيه با حجم بسيار كم و ثابت به نام تغذيه حداقل روده‌اي و يا تغذيه هيپوكالريك و يا تروفيك همراه با كاهش احتمال نارسايي كبد، حركات روده اي مناسب تر،‌ ميزان كمتر سطح بيلي روبين،‌ تكامل دستگاه گوارش و تحمل كامل تغذيه در زمان سريعتر بوده است. بعلاوه در اين نوزادان سطح جذب بهتراملاح و كاهش ميزان عفونت بدون افزايش احتمال آنتروكوليت نكروزان مشخص گرديده است.استفاده از وسايل كمكي در جهت القاء‌ مكيدن نوزاد در طي گاواژ شير در اين روند كمك كننده است. در اين حال تماس پوستي والدين و خصوصاً مادر با نوزاد و استفاده از روش كانگرو در تثبيت وضعيت نوزاد و تحمل تغذيه حتي در نوزاد بسيار نارس و يا تحت تهويه مكانيكي بسيار مفيد مي‌باشد.

امروزه در طب نوين نوزادان به تغذيه نوزادان نارس و بسيار كم وزن و يا نوزادان بدحال در بخش هاي مراقبت ويژه اهميت زيادي داده مي شود كه در اين راه از روشهاي مختلف چون تغذيه وريدي، تغذيه زودرس و يا تغذيه هيپوكالريك از طريق گاواژ با استفاده از شير مادر ، گامهاي موثري در بهبود سرنوشت نهايي اين گونه بيماران داده شده است.

تأثير اين روش ها خصوصاً تغذيه زودرس و تروفيك با استفاده از شير مادر و بهره گيري از دستگاه پمپ شير در بررسي يكساله بر روي پنجاه و سه نوزاد تحت تهويه مكانيكي مشخص گرديده كه مورد بحث قرار مي گيرد.

 

Feeding issues in sick newborn infants in neonatal intensive care units

Maliheh Kadivar MD. Associate Professor of Tehran University of Medical Sciences. Neonatal Intensive Care Unit. Children’s Medical Center

Over the past severall years there has been increasing interest in the central role of nutrition in growth and development especially in neonatal period. Neonatologists recognize the importance of providing optimal nutrition to sick preterm infants but differ in their choice of method to best meet this difficult objective.

Many critically ill infants usually do not receive enteral feeding during acute phases of their illness. Parenteral nutrition provides a secure source of nutrition, independent of gut function, but is associated with several complications. Prolonged parenteral nutrition and enteral starvation has a deleterious effect on gut growth and development. Trophic feeding, minimal enteral feeding, gut priming, early hypocaloric feedingis used to try and overcome this problem. The practice involves feeding small volumes of milk that are nutritionally insignificant but are thought to be of benefit to the developing gut. The initiation of minimal enteral feeding as an adjuvant to parentral nutrion can improve subsequent feeding tolerance in sick infants especially very low birth weight infants.

Breastmilk is invaluable for premature and sick babies. Recognition of the unique qualities of breastmilk has led to increasing encouragement to women to express breastmilk for their babies, if they are unable to feed directly from the breast by using electric breast pumps. Early nutrition to maintain positive energy balance in sick and preterm neonates is beneficial and accompanied by fewer days of parentral nutrition, fewer days of mechanical ventilation, fewer days of regain birth weight, fewer days of to reach full enteral feeding, and had a lower percentage of maximal weight loss without increase risks of necrotizing enterocolitis. In addition, kangaroo care with nasogastric tube feeding will enhance feeding tolerance in sick preterm infants during early weeks of life.

In conclusion, today many neonatologists are realizing that current neonatal feeding practices especially for sick preterm infants are insufficient to produce reasonable rates of growth, and earlier and reasonable quantities of both parenteral and enteral feeding should be provided to these infants with caution.