مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شيخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي اثر محلول گلوكز خوراكي بردرد حين خونگيري وريدي نوزادان

دكترفريبا طرهاني (استاديار اطفال دانشگاه علوم پزشكي لرستان)

دكتر اميرهومن كاظمي

مقدمه : مداخلات دردناك پزشكي در نوزادان بستري در بخش نوزادان بسيار بالاست و درمان هاي غير دارويي جهت كاهش درد نوزادان هنگام مداخلات دردناك ارزشمند مي باشند هدف اين مطالعه ارزيابي اثر ضد درد محلول هاي گلوكز خوراكي با غلظت متفاوت در كاهش درد نوزادان با استفاده از پاسخ هاي رفتاري نوزاد به تحريكات دردناك است .

مواد و روش ها : اين مطالعه بصورت كار آزمايي باليني (RCT) روي 65 نوزاد انجام شد . جهت ورود نوزادان به مطالعه پس از دادن اطلاعات لازم به والدين آنها درخصوص بي خطربودن پژوهش فوق رضايت نامه كتبي اخذ شده وهزينه مواد مصرفي نيزبرعهده پژوهشگربود0 هر نوزاد دو دقيقه قبل از 3 نوبت متوالي خونگيري وريدي 3 ماده شامل آب مقطر ، محلول دكستروز 30% و محلول دكستروز50% دريافت نموده پاسخ آنها با استفاده از معيارهاي امتياز بندي پاسخ هاي رفتاري به درد (DAN Score )اندازه گيري و ثبت گرديد مطالعه بصورت سه سويه كور(Triple Blind) انجام گرديد تمام جمعيت مورد مطالعه هرسه نوع محلول رابصورت تصادفي وكوردريافت نموده وپاسخ هاي رفتاري توسط كارشناسي كه ازنوع محلول اطلاع نداشت ثبت گرديد0 نتايج با استفاده از آزمون هاي آماري و نرم افزار Spss تجزيه و تحليل شد .

يافته ها : نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد نمره درد به طور بارزي در نوزادانيكه محلول شيرين دريافت كرده اند كمتر است . ميانگين نمره درد براي آب مقطر ، محلول دكستروز 30% و محلول دكستروز 50% به ترتيب 74/8 ، 9/6و 48/5 بود . جنس ، سن حاملگي و وزن تاثيري در پاسخ به درد نداشت .

نتيجه گيري : تجويز مقدار كمي از محلول هاي دكستروز 30% يا 50% حين خونگيري وريدي نوزادها مي تواند آثار ضد درد قابل توجهي داشته باشد . اين اثرات در مورد محلول 50% بارزتر بوده و با پاسخ هاي رفتاري نوزادان به تحريكات دردناك قابل اندازه گيري مي باشد . باتوجه به بي خطر، ارزان ودردسترس بودن محلول دكستروزمي توان ازاين محلول به عنوان يك ماده ضد درد جهت پروسيژرهاي دردناك نوزادان استفاده كرد0

كلمات كليدي : نوزاد ، درد ، دكستروز

 

Evaluation of analgesic efficacy of oral glucose in neonates during venous blood sampling , khorramabad madani Hospital , 2003

Tarhani , f. MD, Kazemi

 

Objective : The number of invasive procedures performed in newborns admitted to neonatal units is very high.

Nonpharmacological interventions are valuble alternatives for pain relief during minor procedures in neonates .

The objectives of this study were to assess the analgesic effects of orally administered glucose with different concentrations in neonates using a validated behavioral acute pain rating scale .

Materials and methods : A clinical trial study was conducted in 65 neonates . Each infant received 3 treatments with sterile water , Dextrose 30% and Dextrose 50% solution during consecutive venus blood sampling and their responses were measured by behavioral acute pain rating scale for neonate (DAN score ) .Data analysis was performed using spss - win software.

Results : Results of this study showed that pain scores were significantly lower in neonates that received sweet solution .

Mean of pain scores for sterile water , Dextrose 30% and Dextrose 50% solutions , were respectively 8/74 , 6/9 and 5/48.

There was no statistical relationship between sex , gestational age and body weight .with pain score.

Conclusions : A small dose (0.5 ml) of 30% or 50% oral glucose have an analgesic effect in neonates during venus blood sampling .

This effect is higher in 50 % glucose solution and it can be detected by a behavioral pain rating scale .

Key word : neonate , pain , Dextrose

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي سطح سرمي ليپيدها و ليپوپروتئين ها در كودكان و نوجوانان چاق

دكتر رحيم وكيلي ، دكتر نصرت قائمي ،‌دكتر فاطمه تحقيقي

بخش غدد ومتابوليسم كودكان دانشگاه علوم پزشكي مشهد

بيان مسئله : چاقي يكي از مهمترين مشكلات تغذيه اي جوامع امروزي محسوب مي گردد و در اطفال نيز به موازات شيوع آن در بالغين رشد داشته است . چاقي با عوارض مهمي نظير بيماريهاي قلبي و ديابت همراه است كه مي تواند در نهايت سبب افزايش مورتاليته و موربيديتي گردد.

روش كار : در اين پژوهش 78 كودك ونوجوان چاق در درمانگاه غدد و متابوليسم مورد بررسي قرار گرفتند . تشخيص اضافه وزن با BMI>85% و تشخيص چاقي با BMI>90% داده شد . اندازه گيري ليپيد ها و ليپو پروتئين هاي خون به روش آنزيمي و با استفاده از كيت هاي تجارتي بعد از 12ساعت ناشتايي انجام شد . در اين پژوهش داده ها به وسيله نرم افزار SPSS مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت و موارد با اهميت به P<0.05 اطلاق شد .

يافته هاي پژوهش : در اين مطالعه 78 كودك چاق 5 تا 17 ساله مورد بررسي قرار گرفت. كه 9/35 %‌دختر و 1/64% پسر بودند . كه درمحدوده سني 69تا 203 ماه قرار داشتند .ميانگين سن واحدهاي پژوهش( 3/33 ± 19) 19/129 بود . در مقايسه ميانگين سن بروز چاقي در دو جنس (P=33%)تفاوت معني داري مشاهده نشد . ميانگين BMI=28/11+3/7 و در پسرها BMI=28/01±3/5 بدست آمد . كه P=77% تفاوت معني داري مشاهده نشد . در بررسي رابطه فاكتورهاي ليپيدي و ليپو پروتئين هاي خون با BMI رابطه معني دار مثبت( (r=44%P£0/00 وجود داشت و مقادير سطح سرمي تري گليسيريد درواحدهاي پژوهش بيش از متوسط آن براي سن و جنس بود . سطحLDLسرم در واحدهاي پژوهش در گروه سني 5 تا 9 سال در دختران بالاتر از صدك 50% و در پسران بالاتر از صدك 75% بود . و در گروه سني 10تا 14 سال در دختران بالاتر از صدك 75%و در پسران بالاتر از صدك 90% بود . همچنين درگروه سني از 15 سال به بالا در دختران بالاتر از صدك 75% و در پسران بالاتر از صدك 95% بدست آمد .

سطح كلسترول توتال سرمي در گروه مورد مطالعه در گروه سني 5 تا 9 سال در دختران بالاتر از صدك 50% و در پسران بالاتر از از صدك 75% و در گروه سني 10 تا 14سال دردختران بالاتر از صدك 90% و در پسران بالاتر از 95% بود . همچنين درگروه سني از 15 سال به بالا در دختران بالاتر از صدك 75% و در پسران بالاتر از صدك 95% بدس آمد .مقادير سرمي HDL نيز مورد مطالعه قرار گرفت كه در گروه سني 5 تا 9 سال درهر دو جنس بالاتر از صدك 10%‌بدست آمد درگروه سني 10تا 14 سال در دختران بالاتر از صدك 10% و در پسران بالاتر از صدك 25% بود . و همچنين درگروه سني 15 سال به بالا در دختران و پسران بالاتر از صدك25% بدست آمد .

در اين بررسي بين مقادير متوسط كلسترول توتال و LDL و HDL با BMI رابطه معني داري بدست نيامد .

پيشنهاد : توصيه مي گردد سطح سرمي ليپيدها و ليپوپروتئين ها به صورت دوره اي در كودكان و نوجوانان چاق اندازه گيري و در صورت لزوم مداخلات درماني انجام شود .

واژه هاي كليدي : چاقي ،‌BMI وLDL كلسترول توتال ،HDL

 

Serum lipid and lipoprotein profiles in obese children and adolescents

Dr. Rahim Vakili,Dr. Nosrat Ghaemi,Dr. Fateme Tahghighi

Pediatric Endocrine and Metabolism clini

Introduction: Obesity is one of the most important problems in different societies and increases in children as in adults .Obesity is associated with important complications such as coronary heart disease and diabetes which is the major cause of morbidity and mortality .In this study we measured the serum lipid profile in children and adolescents and compared them with normal values.

Methods: Seventy-eight obese children and adolescent (28 female,50 male)who were evaluated in Endocrine and metabolism clinic.

BMI ³ 95th percentile as obesity and BMI³85th percentile as overweight was defined.

Serum lipids were measured by Enzymal method and with the use of commercial after 12-h fasting. in this study P values less than 0.05 considered to be significant and results were analyzed by SPSS.

Finding: We studied 78 obese children and adolescents(age 5-17 year) 35.9% were female (n=28) and 64.1% were male (n=50).

The youngest of them has 69 month age and eldest has 203 month age.The mean age was not significantly different in two sex groups(p=0.33).The mean of BMI was 28.11(sd=3.7).It was 28.25(sd.4.1)in females and 28.02(sd=3.5) in males.

Statistical difference was not detected (p=0.77).We examined the relationship between BMI percentile and serum lipids and lipoproteins. In obese children serum TG level was more than mean normal levels for age and sex .The correlation between BMI and serum TG levels was statistically significant (p=0.00,r=0.44).Mean serum LDL levels in 5-9 yr old group was above 95th percentile in males. Mean serum cholesterol in 5-9yr old group was above 50th percentile in females and above 75th percentiles in males ,in 10-14 years old group in females it was above 90th percentile and in males above 95th percentile and in age group older than 15 yr it was above 75th percentile for females and above 95th percentile in males.

Serum HDL levels in 5-9yr old groups was above 10th percentile in females and males and in 10-14 years old group it was above 10th percentile in females and above 25th percentile in males. In age group older than 15yr it was above 25th percentile in both females and males.

But there was not a statistically significant correlation between mean total cholesterol levels ,LDL,HDL,with BMI.

 

Suggestion: we suggest determining the of serum lipid and lipoprotein levels in obese children and adolescents periodically and interventions if necessary .

Key words: obesity,BMI,LDL,total cholesterol,HDl

 

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي نيازهاي آموزشي دختران نوجوان درمورد فقرآهن درمدارس راهنمائي خرم آباد

فاطمه ولي زاده، سيده فاطمه قاسمي، دكتر اعظم محسن زاده

دانشگاه علوم پزشكي لرستان،دانشكده پرستاري مامائي

مقدمه وهدف: يكي ازشايع ترين كمبودهاي غذائي فقرآهن است. دختران 16-11ساله به علت جهش رشد هنگام بلوغ وخونريزي قاعدگي نياز بيشتري به آهن داشته ودرمعرض كمبودآهن هستند. فقرآهن دراين سن ازطرفي باعث كاهش قدرت تمركزويادگيري،افت تحصيلي ،بي توجهي،احساس خستگي وضعف مداوم وكاهش مقاومت دربرابرعفونت ميشود وازطرف ديگردرآينده موجب تولد نوزاداني خواهد شد كه نارس وكم وزن بوده وذخايركافي آهن ندارند. هدف ازاين مطالعه تعيين نيازهاي آموزشي دختران نوجوان درمورد علائم ، عوارض و پيشگيري كمخوني فقرآهن در مدارس راهنمائي شهرخرم آباد1383بود.

مواد وروشها:اين مطالعه به صورت توصيفي –مقطعي انجام شد.نمونه شامل 209دختر16-11سال مشغول به تحصيل درمدارس راهنمائي خرم آباد بود كه به روش تصادفي خوشه اي انتخاب مي شدند.ابزارجمع آوري اطلاعات شامل يك پرسشنامه دوبخشي بود،بخش اول مربوط به مشخصات فردي وبخش دوم شامل سوال درمورد اطلاعات واحدهاي موردپژوهش درزمينه كم خوني فقر آهن بود.اطلاعات جمع آوري شده با نرم افزارSPSS موردتجزيه وتحليل قرارگرفت.

يافته ها: نتايج نشان داد اكثر نمونه ها(6/41% ) 13ساله و4/36%كلاس دوم راهنمائي و9/52%عادت ماهيانه شده بودند. 3/94% ازقرص آهن پروفيلاكسي استفاده نمي كردندو1/75 % درمورد كمخوني فقر آهن وپيشگيري ازآن آموزشي نگرفته بودند.90% درمورد منابع غذائي آهن و100% درمورداقدامات كمك كننده به جذب آهن غذا آگاهي كامل نداشتند.به طور كلي نتايج نشان دادكه اكثر واحدهاي موردپژوهش(6/64%) درموردكم خوني فقرآهن نيازآموزشي متوسط داشتند.بين ميزان آگاهي وميزان تحصيلات دانش آموزp<.03وضعيت عادت ماهيانهp<.004 تحصيلات مادرp<.026 وتحصيلات پدر p<.02 ارتباط معني داري به دست آمد.

نتيجه گيري :باتوجه به يافته هاي فوق به نظر ميرسددختران نوجوان عليرغم اينكه تاحدزيادي درمعرض كم خوني فقرآهن وعوارض آن هستند،دراين زمينه آگاهي لازم رانداشته ونيازبه آموزش دارند. والدين ،معلمين بخصوص معلمان بهداشت وتربيتي، كتابهاي درسي ،برنامه هاي آموزش همگاني ورسانه هاي جمعي و استفاده از وسايل كمك آموزشي مثل فيلم ،پمفلت وپوستر آموزشي ميتوانند نقش عمده اي رادراين زمينه ايفاكنند.همچنين باتوجه به شيوع بالاي اين آنمي دركشور اجراي طرح هاي كلي چون غني سازي نان وآهن درماني درمدارس توسط مسولين ضروري به نظر ميرسد.

 

Tittle: Educational Needs of Adolescence Girls About Iron Dificiency anemia in Schools of Khoramabad In 2004

Autors: Valizadeh, F.; Ghasemi ,S.F. and Mohsenzadeh , A

Institution: Lorestan University of Medical Sience,Nursing and Midwifery Faculty

Introduction and Aim :Iron dificiency(ID) anemia is the most commen nutritionale deficiency.It occurs in adolescence girls,11-16 years old, because very speed physical growth and mensturation.ID anemia can affect mental and motor function and lead to fatigue,weakness,decrease learning ability and suceptible to infectionThe aim of this study were to determine educational needs of adolescence girls about ID anemia in schools of Khoramabad in 2004.

Materials and Methods: This study was done cross-sectional.Cases were selected by accidental multistages sampeling.The data was collected by questionaire and analyzed by SPSS software.

 

Results: Of 209 girls 41.6% were 13 years old ,36.4% were second dgree,52.9%were mencturated,93.4%were not used prophylactic iron suplementation,and 75.1% weren't trained about ID anemia and its prophylaxis.The most caces werent compeletly awared about nutritional source of iron (90%) and the interventions that help to iron absorbtion (100%).The findings showed that the most of cases (64.6%) had moderate educational needs.A significant relationship was gained between awarness level and educational level (p<.03), mensturation( p<.004) , mothers educational level (p<.02) and fathers educational level(p<.02).

 

Conclusions: Based on this study adolescence girls need to be trained about ID anemia and its prophylaxis.In this regard parents, teachers espcially health teachers ,and schools books can have a very well influence in resolvig of this problem.

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بررسي ميزان تاثير نظارت وآموزش بهداشت بر وضعيت بوفه هاي عرضه مواد غذايي درمدارس ابتدايي و راهنمايي استان كرمانشاه در سال تحصيلي 83-82

سياوش وزيري – الهه جهانديده مصطفي ويسي

چكيده :

مقدمه : تغذيه مناسب در ايجاد و استقرار سلامت كودكان ونوجوانان بعنوان يكي از محورهاي مهم بهداشتي مورد عنايت بوده وانحراف از تغذيه متعادل وكافي موجب اختلال در روند رشد آنها شده و بتدريج به بروز بيماريهاي تغذيه اي منجرمي گردد . خوردن صبحانه و ميان وعده مناسب در ارتقاي سلامت و افزايش يادگيري دانش آموزان موثر است . استفاده از ميان وعده مناسب بر سلامت و عملكرد مطلوب مغز ( و به تبع آن در يادگيري ) تاثير بسزايي دارد.

بررسي هاي انجام شده دركشورهاي اروپايي و آسيايي نشان مي دهد تمايل به مصرف غذاهاي غير خانگي دركودكان ونوجوانان در سنين مدرسه بسيارزياد است . گرچه كارشناسان تهيه ميان وعده لارم مدرسه را در منزل توصيه مي كنند ، به هر حال اكثريت اين گروه دوست دارند ميان وعده آماده را در مدرسه و يا در راه مدرسه خريداري و با دوستان و همكلاسان صرف نمايند . مدرسه مكاني است كه دانش آموزان رفتارهاي گوناگون را در آنجا مي آموزند .با ايجاد محيطي مناسب و يا به عبارتي با ايجاد شرايط بهداشتي براي بوفه هاي مدارس كه محل هاي عرضه مواد غذايي در مدرسه هستند مي توان الگوي ميان وعده سالم و مفيد رابه دانش آموزان معرفي نموده ‌ضمن عرضه غذاي سالم و مفيد ، دانش آموزان را با موادغذايي ايمن ازنظر نوع ، بسته بندي و بهداشت محل عرضه آشنا ساخت و زمينه ايجاد نسلي سالم و آگاه را در زمينه تغذيه متعادل فراهم نمود.

هدف ازاين بررسي :تعيين ميزان تاثير نظارت و آموزش بهداشت بر وضعيت بوفه هاي عرضه مواد غذايي در مدارس ابتدايي و راهنمايي استان كرمانشاه درسال تحصيلي 83-82 مي باشد .

جامعه آماري شامل كليه مدارس ابتدايي و راهنمايي استان كرمانشاه كه داراي بوفه يا محل عرضه مواد غذايي ميباشند.

نوع مطالعه : توصيفي – از طريق مداخله آموزشي و نظارتي قبل و حين اجراء

روش اجرا: ضمن هماهنگي با سازمان آموزش و پرورش ،‌ ليست كليه مدارس داراي بوفه مواد غذايي به تفكيك شهر و روستا تهيه شد . دستورالعمل اجرايي – آموزشي توسط كارشناسان مرتبط مشتمل بر 3 فصل و 40بند تهيه شده ،كارشناسان ناظر و آموزش دهنده انتخاب و جلسات توجيهي – آموزشي برگزار شد وچك ليست بررسي وضعيت بوفه هاي مدارس با نظر كارشناسان مرتبط تهيه و به تعداد مورد نياز تكثير شد . اولين بازديد از هر مدرسه داراي بوفه در مهر ماه 1382 صورت گرفت و پس از آن جلسات آموزشي و نظارت بر بوفه ها هر 15 روز يكبار تا رفع نواقص موجود و تبديل به بوفه بهداشتي از نظر نوع مواد غذايي ، بسته بندي و كيفيت مواد غذايي ، عرضه كنندگان ، محل عرضه) انجام شد .

در پايان فروردين 83 چك ليست ها بررسي شده و نسبت به محاسبه وضعيت قبل و بعد ازمداخله اقدام و تجزيه و تحليل داده بعمل آمد .

در پايان فروردين 83 چك ليست ها بررسي شده ونسبت به محاسبه وضعيت قبل و بعد از مداخله اقدام و تجزيه و تحليل داده ها بعمل آمد .

نتايج :قبل از مداخله 41% مدارس ابتدايي و راهنمايي داراي بوفه عرضه مواد غذايي بودند و 2/27% بوفه ها داراي كليه معيارهاي بهداشتي ازنظر عرضه كننده ،‌محل عرضه ، نوع مواد غذايي عرضه شده و 5/38% داراي حداقل 50%‌ معيارهاي بهداشتي بودند .

درپايان مداخله 71% بوفه هاي مدارس داراي معيارهاي كامل بهداشتي بوده و 9/8% بوفه هاي مدارس به علت عدم توانايي در رعايت ضوابط لازم تعطيل شدند و 4/86%‌ مدارس داراي بيش از 60% معيار هاي بهداشتي گشتند . قبل از مداخله 52% پرسنل بخش بوفه ها كه اكثريت آنها مستخدمين مدارس بودند داراي كارت معيانات بهداشتي بوده وبعد از مداخله اين ميزان به 5/89% رسيد .

دربوفه 4/39 % مدارس قبل از مداخله مواد غذايي غير مفيد و فاقد ارزش غذايي براي كودكان و نوجوانان عرضه مي شد پس از مداخله آموزشي – نظارت اين رقم به 3 %‌كاهش يافت .

در 5/27% مدارس به هنگام تهيه مواد غذايي براي بوفه توجهي به نوع وكيفيت بسته بندي نمي شد . در حاليكه پس از مداخله اين رقم به صفر رسيد . قبل از مداخله 7/43% از متصديان بوفه هاي مدارس نسبت به مشخصات مواد غذايي سالم درمورد نوع مواد غذايي ،‌كيفيت بسته بندي ، تاريخ توليد و انقضاء آگاهي داشتند و بعد از مداخله 83% آنها از مطالب فوق آگاهي داشتند .

بحث و نتيجه : آموزش و نظارت مستمر بر بهبود وضعيت بوفه ها و عرضه مواد غذايي درمدارس تاثير مثبت دارد . مسئولين سازمان آموزش و پرورش و پرسنل بخش مدارس از برنامه هاي بهبود وضعيت عرضه مواد غذايي درمدارس استقبال نموده و مشاركت صميمانه آنان موجب تسهيل گري در انجام برنامه هاي آموزشي ، بهبود وضعيت بوفه ها و بهداشت عرضه كنندگان مواد غذايي درمدارس گرديد.

 

Consideration of rate of monitoring and Health education : effect on food safety in elementary and secondary schools food Buffet.

Doctor Siavash Vaziri Elaheh Jahandideh Mostafa vaisi

Address : The center of hygiene province Bahar street Kermanshah

Abstract :

introduction :Suitable Nutrition has an important role on establishment of children and adolescent that usually have been noticed and if not be attention enough it causes disorder in their growth and gradually leaking out nutritional disease would follow it . Eating breakfast and snack have favor affect on brain acts and in addition to censes more and better teaching .

Studies in European and Asian countries shown that, to lean to eat food that prepare in house children and young chap in compare with food that produce in food centers distributions is more fewer Although , experts suggested domestic snack however , both group prefer buying their snack from food centers distributions and etc . and enjoy eating it with their classmates .

School is place that students give and learn different behavior there . there for it seems would be necessary preparing of safety place . forming of healthy and attractive buffet and food center distributions in schools it means that this places are responsible for product and distribute safety and useful food with nice package for students . actually , this strategy is more important because affect balancing of generation ( race ) .

Goal of consideration : determining rate of monitoring and health education affect on heiygen condition of buffet and F.C.d in primary and secondary schools in Kerman shah province from 82 to 83 kind of study ; descriptive – Base on educational and monitoring

interference before and during the ( operation - carrying out - performance ) .

Method of carrying out : while coordination with educating and training organization , total school s in rural and urban area where having buffet had listed .

Enforceable - training ( direction – guide ) consist three chapter and 40 items had prepared by experts . Experts who must interference in monitoring and training selected and they accounted for operation by a seminar workshop out put the seminar was a check list of consideration of location of buffet .

Onset observed ( first in visit inspection ) on schools that have buffet in 82 .

Then , training and monitoring work shop every 15 days performed , until . each of buffet had modify and conform on check list .

At the end of Farvardin 83 final consideration of check lists and location before and after

interference had Analyzed .

Results : Before interference 41% of primary an secondary schools finder buffet of distribution food 27.2% of buffet have 50% acceptable position .

In the end of interference 71% of buffet having top acceptable state and 8.4% had closed because they haven’t acceptable state 86.4% of schools had finder more than 60% acceptable position .

Before interference 52% of food handles that ( more than of them were employee of school ) have certificate of health and after interference percentage increase to 84.5% .

Before interference use less and un favorite food had distributed in 39.7% of buffet while after training and monitoring interference percentage decrees to 3.0% .

In 27.5% of schools during the food preparing didn’t pay enough alienation to packing and kind of food . While after interference decrease to ( 0.0 ) before interference 43 . 7% of

food handler in schools buffet had awareness to food safety and kind of food and after that 83% about above subjects had awareness .

Discussion and result out put : training and permanent monitoring would have positive affect on welfare of situation of Buffet and food distribution in schools . Education and training organization and employee of schools looking forward to participation to do of training program , welfare situation of buffet and food handlers in schools

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

نقش پرسنل بخش بهداشتي درماني در پيشگيري ازسوء رفتار دركودكان و ارتقاء بهداشت روان كودكان

طاهره يعقوبي ،‌فاطمه سالمه

دانشكده پرستاري و مامايي نسيبه ساري

سوء رفتاربا كودكان عبارت است ازهر گونه بد رفتاري با كودكان يا افرادي كه درسنين بلوغ به سر مي برند اين بدرفتاري مي تواند از طرف پدر يا مادر يا كساني كه مسؤول مراقبت از او هستند ،‌صورت گيرد سوء‌رفتار با كودكان به سه نوع فيزيكي (970مورد ) جنسي (25%) و عدم رشد ارگانيك (5% موارد ) تقسيم بندي مي شود .

دربسياري از مناطق جهان براي جلوگيري ازاين اعمال تجاوزكارانه تلاش هايي ميشود و از جمله سعي مي كند به كودكان بياموزند كه چگونه از خود مراقبت كنند و بلافاصله يكي از بزرگسالان اطراف خود را با خبر كنند. اين تلاش ها براي يافتن موارد و كمك به آنها بسيار موثر مي باشد.

هدف از پيشگيري بايد بر اساس كاهش فشار مراقبت از كودك ،‌انزواگري خانواده و طولاني شدن مدت از عواقب ناشي از مراقبت والديني ضعيف باشد . ارتقاء خدمات اجتماعي – بهداشتي براي كليه اعضاء‌خانواده و در دسترس بودن آنها هدف ديگر پيشگيري است.

پرستاران به عنوان يكي از اعضاء‌تيم بهداشتي بايد بتوانند موارد رفتار با كودك را تشخيص داده و آنرا گزارش نمايند زيرا ممكن است اولين كسي باشند كه كودك والدين رامشاهده ويا درصورت بستري بودن كودك از وي مراقبت نمايند . وظيفه مهم پرستاران كشف و ثبت گزارش و پيشگيري مي باشد. معاينه فيزيكي و گرفتن تاريخچه دقيق از ابزارهاي تشخيص بدرفتاري محسوب مي شوند . بسياري از موارد سوء رفتار مستلزم آن است كه كودك براي درمان در بيمارستان بستري مي شود و مداخلات پرستاري براي والدين و كودك انجام ميشود .