مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شيخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

 
 

تنگي مري علت ناتواني در بلع

تهيه شده توسط : دكتر صادق صادقي پور رودسري جراح اطفال

گزارش راديولوژي : دكتر سيد علي علمداران راديولوژيست

يك پسر يازده ماهه است که به علت ناتواني در بلع شير مراجعه كرده است. وي از حدود دو ماه قبل بلافاصله پس از بلع شير آنرا استفراغ مي كرده . در سابقه بيمار ، در يك روزگي به علت آترزي مري تحت عمل جراحي قرار گرفته و تا سن 9 ماهگي بدون علامت و مشكل بوده و پس ازآن مشكلات بلع كودك دوباره شروع شده است .

معاينات :

در معاينات باليني تب ، بي قراري ، سرفه تحريكي و خشونت صدا مشهود بود و نسبت به سن از وزن نسبتا كمتري برخوردار بود. وزن كودك500/7 ( زير پرسانتايل5 ) و قد او cm78 (روي صدك 95 براي قد) . كودك نسبتا بي حال ، اندكي pale ، لاغر با فعاليت كم به نظر مي آمد. در معاينات باليني نكته قابل توجه ديگري نداشت .

يك اسكارتراكوتومي راست كه بيانگر يك عمل جراحي قبلي است ، قابل مشاهده بود .

Manage : 

براي AM ،CXR درخواست شد كه طبق آن ريه و قلب نرمال و انفيلتراسيون پاراهيلر دو طرفه مشخص گرديد.

به جهت بررسي هاي تشخيصي بيشتر براي بيمار barium swallow درخواست گرديد و تنگي شديد مري مشاهده شد .

پس از آن بررسي محل تنگي تحت ازوفاگوسكوپي انجام گرفت كه جسم خارجي روئيت شده (شامل 2 هسته گيلاس و يك آدامس بزرگ) برداشته شد . ولي ديسفاژي بيمار همچنان وجود داشت لذا مجددا ازوفاگوگرام درخواست شد كه تنگي مشاهده گرديد و گزارش آن به اين شرح است . (( در كليشه هاي باريم سوالو تهيه شده مري گردني و توراسيك فوقاني كاملا متسع بوده كه به تنگي شديد ناگهاني در محل آناستوموز ختم مي شود . عبور مختصر ماده حاجب كه در كليشه تاخيري مشاهده مي شود .))

بيمار از محل اسكار قبلي تحت توراكوتومي قرار گرفت و محل آناستوموز مري پروگزيمال باز شد كه يك پسته با پوست ( foreign body ) در بالاي محل تنگي وجود داشت . از آنجا كه به علت تنگي شديد ديلاتسيون امكان پذير نبود ، پس از آزاد سازي ، آناستوموز End to End صورت گرفت .

نتيجه گيري :

كليه بيماراني كه سابقه ترميم آترزي مري دارند در معرض تنگي محل آناستوموز مي باشند و علاوه بر آن يكي از علل ديسفاژي آنها مي تواند وجود جسم خارجي در محل باشد . لذا بهتراست اين بيماران كه با شكايت ديسفاژي بعد ا ز عمل مراجعه مي كنند ، تحت ازوفاگوسكوپي قرار بگيرند . ازآنجا كه يكي از علل تنگي محل آناستوموز GER مي باشد ، كليه بيماران بايد از نظر GER پيگيري شوند و در صورت نياز درمان طبي يا جراحي انجام شود .

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
 

رگورژيتاسيون طول كشنده :

تهيه : دكتر صادق صادقي پور رودسري جراح اطفال

بیمار یک دختر 6 ماه می باشدكه با شكايت استفراغ از بدو تولد مراجعه كرده است .وي چند دقيقه پس از خوردن شير استفراغ مي كرده است كه حاوي شير سفيد رنگ بوده است . همچنين در سابقه بيمار سيانوز و سرفه به دنبال استفراغ در روزهاي اول تولد (به علت آسپيراسيون) وجود دارد . وي تا يك ماهگي با شير مادر تغذيه مي شده و از آن به بعد با شير مصنوعي تغذيه مي شود .

: Hospital course

در معاينه شيرخوار وزن gr۵/۱۰۰ ( زير صدك 5 ) ودور سر cm42 ( روي صدك 10 ) . رنگ پريده و لتارژيك به نظر ميرسد . در معاينات شكم نرم و بدون ارگانومگالي بود .

Lab tests :

نكات قابل توجه در آزمايشات بيمار :

WBC= 8.5*103

Neut: 18-lymph : 78- Meno 1 لنف راكتيو =3

MCV = 74 HGB = 9/4 HCT= 28/5

Anisocytosis + Hypochromia+ Helmet call yes

Ca = 9 Na= 138 K = 4/3

U/A: WBC: 8-10 S/E: normal (no seen parasites)

: Manage

براي بررسيهاي تشخيصي از بيمار CHEST- X- RAYتهيه شد . قلب و ريه نرمال بود و تنها انفيلتراسيون پاراهيلرها دوطرفه مشاهده شد .از آنجا كه احتمال انسداد در GIمطرح بود ، سونوگرافي به عمل آمد كه در آن (( پيلور هيپرتروفي خفيف تا متوسط با ديامتر mm4-3)) گزارش شد .

به منظور تكميل اطلاعات تشخيصي در مورد استوز پيلور barium swallow درخواست شد كه گزارش آن به اين شرح است : ((عبور باريم از مري در حد طبيعي معده داراي اتساع يافته واضحي به نفع هيپرتروفي پيلور مشاهده نگرديد و GER مشاهده شد .))

با شك به وجود احتمالي pyloric web، UGI seriesانجام شد كه هرني هياتال مشاهده شد و محل ليگامالترزنرمال بود ، دربررسي فلوروسكپي انجام شده ، ريفلاكس گاستروازوفاژال شديد مشاهده شد .

پس از بررسيهاي فوق بيمار با تشخيص احتمالي وب پيلور و Pyloric Stenosis تحت عمل جراحي قرار گرفت كه با اكپلوراسيون قسمت دوم دئودنوم ، پانكراس آنوله مشاهده شد و بيمار تحت deo deno – deo denostomy side to side diamond shapeقرار گرفت .

نتيجه گيري :

شايع ترين علت فشار خارجي روي قسمت دوم دئودنوم ، پانكراس آنوله است . سگمان باريك و صافي از نسج پانكراس ميتواند به طور نسبي يا كامل دئودنوم را در بر بگيرد . علاوه بر پانكراس آنوله معمولا تنگي يا آترزيا در دئودنوم در همين محل نيز شايع است . 85% موارد انسداد دئودنوم ديستال به محل ورود مجاري صفراوي است ولي در بقيه موارد مي تواند در پروگزيمال مجاري صفراوي باشد كه احتمالا در بيمار ما نيز نوع اخير بوده است چون استفراغهاي بيمار غير صفراوي بود .

تظاهرات باليني انسداد پارشيل دئودنوم با يا بدون پانكراس حلقوي شبيه هم مي باشد و درمان نيز يكسان خواهد بود .

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
 

شكم حاد ( acute abdomen) :

تهيه شده : دكتر صادق صادقي پور رودسري فوق تخصص جراح اطفال

شرح حال باليني :

يك دختر يازده ساله است كه با شكايت درد شكمي حاد كه حدود يك روز طول كشيده بود ، مراجعه كرد. درد بيمار در ناحيه تحتاني و راست شكم و مداوم بوده است . با تغيير پوزيشن و خم شدن درد شدت مي يافته است . پس از آن حالت تهوع و استفراغ زرد رنگ به علايم اضافه گرديده است . در سابقه بيمار گاستروانتريت و دفع مدفوع سياه رنگ چند روز قبل از شروع درد- وجود دارد .

Hospital course:

در بررسيهايي كه انجام شد ، قد بيمار cm 140 ( روي صدك 25 براي قد) و وزن بيمار kg32 ( روي صدك 25 براي وزن ) بود . در ظاهر عمومي يك دختر نوجوان با وزن مناسب بود . شكم نرم و ديستانسيون و توده نداشت و تنها تندرنس خفيفي در RLQ مشاهده شد .

Lab:

نكات قابل توجه در آزمايشات بيمار به شرح زير است :

WBC=20.3*103

Neut =84%

Bound=2

CRP = +3

ESR = 23

Manage :

بيمار جهت بررسيهاي تشخيصي: تحت سونوگرافي قرار گرفت . در سونوگرافي انجام شده : ((تصوير انواژيناسيون ايلئوكوليك در كولون ساعد مشاهده شد كه داراي lead point هيپواكو در ابعاد mm41*34 ميباشد. ضخامت جداري لوپهاي روده و پريستالسيسم آن نرمال مي باشد . يافته اي به نفع آپانديسيت و يا مايع آزاد رويت نشد.علايم لنف ادنيت نيز رويت شد . كليه ها و كبد و لنف نودهاي پاراآئورت و طحال نرمال می باشد.

از آنجا كه در معاينات باليني علايمي به نفع انواژيناسيون نداشت .لذا اقدامات زير انجام شد:

گرافي ساده شكم براي بيمار درخواست گرديد.در وضعيتهاي خوابيده و ايستاده كه در هيچ كدام علائمي دال بر انواژيناسيون مشاهده نشد. سپس بيمار تحت باريم انما قرارگرفت ، كه گزارش آن به اين شرح است: ((در كليشه هاي باريم انماي تهيه شده، نقص پرشدگي راند round با حدود لوبوله چسبيده به جدار لترال كولون ساعد با ديامتر تقريبي cm5 مشاهده می‌شود .ساير كادر كولون نرمال است .پوليپ ، ضايعات نئوپلازيك يا عفوني تشخيصهاي محتمل مي باشد . ))

در نهايت بيمار پس از بررسيهاي انجام شده با تشخيص اوليه تومور كولون راست تحت لاپاراتومي قرار گرفت . در لاپاراتومي انجام شده يك توموركولون راست در ديواره داخلي كولون صاعد همراه باتغيير (سياه رنگ)قسمت دوم . به علاوه التهاب و لنف آدنوپاتي مشاهده شد ، ايلئوم ترمينال و سكوم طبيعي بود ، بيمار تحت Right Hemicolectomy با قسمتي از Distal ileum قرار گرفت و نمونه به آزمايشگاه پاتولوژي ارسال گرديد . كه گزارش پاتولوژي آن به اين شرح است :

نمونه ارسالي :همي كولون راست ، تشخيص باليني :تومور كولون راست

Mac : همي كولكتومي شامل ديستال ايلئوم 2*5/4 ، سكوم 4*5/4، آپانديس0/5*5/6، كولون راست 5/3*7 در بخش پروگزيمال كولون در حدود cm3 سطح مخاطي داراي نماي گانگرنه ومخاط شديدا ادماتو. 11 گانگليون لنفاوي در مزوكولون به حداكثر قطر cm 5/1 و حداقل cm 6/0 محصور به كپسول كرمي رنگ و با قوام نرم .

Mic: نكروز كوآگولاتيو و كانوني پروگزيمال كولون با ابتلا لايه هاي مخاط و زير مخاط همراه با inflammation متراكم سلولهاي آماسي حاد. ادم و خونريزي در هيچ يك از برشها ديده نشد .

تشخيص : همي كولكتومي راست با نكروز كوآگولاتيو همراه آماس حاد سوپراتيو در لايه هاي مخاط و زير مخاط كولون راست 11 گانگليون لنفاوي مزوكولون با هيپرپلازي راكتيو.

با توجه به مطالب ذكر شده ، تشخيص شما چيست ؟ What’s your diagnosis?

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

 

HD با تظاهر FTT و انتروكوليت 

تهيه : دكتر صادق صادقي پوررودسري جراح اطفال

Medical history:

بيمار يك كودك پسر 7ساله است كه با شكايت اسهال مراجعه كرده است .اسهال وي از2هفته قبل شروع شده ، همراه با دل پيچه و پريوديك بوده است . وي همزمان از استفراغ ، تب و بي اشتهايي . ضعف شديد هم شاكي بوده و در سابقه بيمار constipation قابل ذكر است .

Hospital course:

در معاينه ، كودك وزني معادل kg13 ( زير صدك 5% ) داشت و نسبت به سن خود كمبود وزن زيادي داشت .

در نگاه يك كودك لاغر ، لتارژيك ، pale و دچار FTT به نظر مي رسد . در معاينه شكم ديستانسيون منتشر متوسط ، در لمس نرم وتندرنس در لمس عمقي وجود داشت . توده اي در لمس مشاهده نشد .

با گذاشتن NGT ترشحات صفراوي خارج نشد و پس ازTR دفوع انفجاري اسهالي مختصري خارج گرديد.

Lab:

widal 

O antigen H Antigen

S.Typhi Negative Negative

S.Para.Typhi A Negative Negative

S.Para.Typhi B Negative Negative

BS=104

Na =b 128

K= 2/4

P = 2/6

Morphology

Anisocytosis +

Target +

Tear drop cell +

serology :

CRP ++

wright negative

CBC 

WBC= 12/1 Eos = 1

RBC = 4/81 ESR =40

HGB = 12/6

HCT = 35/7

MCV = 74/2

Neut = 64

Lymph = 36

B/C No growth bacteria

S/E Form loose

color yellow

WBC Many

RBC 1-2

Parasite no seen

U/A WBC= 2-3

Manage:

بيمار با تشخيص اوليه ديسانتري باكتريال تحت درمان قرار گرفت ، ولي ديستانسيون و تندرنس شكمي همچنان باقي بود لذا يك XR ساده شكم و سونوگرافي درخواست شد. در گرافي ساده شكم : ((علايم انسداد روده باريك مشاهده شد )) گزارش سونوگرافي به شرح ذيل است :

((كبد داراي ابعاد و اكوي پارانشيمال طبيعي است.توده فضاگير در پارانشيم آن مشاهده نشد . كيسه صفرا داراي حجم و ضخامت جداري نرمال مي باشد .اتساع ياسنگ در مجاري صفراوي داخل كبدي مشاهده نشد .كليه ها دو طرف داراي ابعاد و اكوي پارانشيمال طبيعي است . تصوير توده فضاگير اتساع يا سنگ و يا ميكروليتازيس در سيستم پيلوكاليسيل و حالب دو طرف رويت نگرديد . مثانه داراي حجم و ضخامت طبيعي و حدود صاف است .طحال و پانكراس داراي ابعاد و اكوی پارانشيمال طبيعي است .مايع آزاد ، توده فضاگير و لنف آدنوپاتي آئورت رؤيت نگرديد.كولون شديدا متسع احتمالا با نماي هيرشپرونگ ultra shout مشاهده شد . ضخامت جداري لوپهاي روده اي به طور ژنرانيزه مختصرا افزايش يافته است ، و پريستاتيسم آنها كاملا تشديد شده است .يافته هاي فوق مويد گاستروانتريت مي باشد .انماي بدون آمادگي بعداز بهبودي گاستروانتريت ضروري است .))

 

به اين ترتيب با شك به HD با يك پزشك جراح مشورت شد و بيمار براي بررسيهاي تشخيصي كامل تر باريم انما شد .

((علايم هيرشپرونگ به طول cm 10 مشاهده گرديد .)) در راديوگرافي شكم كه روز بعد انما به علت ديستانسيون شكمي صورت گرفت :(( ماده حاجب پس از 24 ساعت دفع شده بود . )) به اين ترتيب بيمار با تشخيص اوليه H.D پس از wash out كولون با N/S تحت عمل جراحي ميني لاپاراتومي با برش مايل LLQ قرار گرفت و بيوپسي متعدد سروموسكولار از سيگموئيد و ركتوسيگموئيد برداشته شد كه FS نشان دهنده وجود گانگليون سل در اين ناحيه بود ، به دليل ديلاتاسيون كولون و طول كشيدگي بيماري ، براي بيمار كولستومي سيگموئيد در اين ناحيه انجام شد و تغيير وضعيت بيمار به پوزيشن ليتوتومي پوستريور، ميكوتومي انجام شد كه پاسخ FS بيان كننده وجود گانگليون سل در قسمت پروگزيمال و عدم وجود گانگليون سل در قسمت ديستال ركتوم short seg بوده است. بررسي نمونه هاي رنگ آميزي شده دايمي نيز نظراوليه FS را تاييد نمود .

در روزهاي بعد از عمل دفع طبيعي از محل كولستومي برقرار بود.اشتهاي بيمار افزايش يافته بود.ديستانسيون شكم به كلي برطرف شد.

نتيجه گيري :

بيماري هيرشپرونگ ، تظاهرات باليني متفاوتي دارد .در يك طيف در نوزادان در روز اول تولد ، با عدم دفع مكونيوم و ديستانسيون شكم تظاهر ميكند كه با تحريك ركتال دفع مكونيوم انفجاري خواهد داشت .ولي در اشكال خفيف تر ، يا غفلت در تشخيص و درمان ، ممكن است بيمار يبوست شديد ، انسداد روده يا آنتروكوليت و FTT مراجعه نمايد .

لذا در كليه بيمارانيكه با تابلو گاستروانتريت مراجعه می كنند و داراي مدفوع بدبو هستند و در سابقه خود يبوست داشته اند بايد به فكر انتروكوليت ناشي از HD باشيم و جهت تشخيص و درمان بيماري هيرشپرونگ اقدام لازم صورت گيرد.

 

  

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
 

یک مورد آتاکسی تلانژکتازی :

دکتر عليرضا مدرسی -دانشيار اطفال -مرکز فوق تخصصی کودکان سرور (بيمارستان دکتر شيخ)

خلاصه :

آتاكسي تلانژكتازي (A-T)بيماري ارثي با ابتلا سيستمهاي مختلف است كه بصورت اتوزومال مغلوب منتقل ميشود و با تلانژكتازي در پوست و چشم بيمار ، آتاكسي مخچه اي شديد، درجاتي از كمبود ايمني و استعداد ابتلا به عفونتهاي ريوي و بدخيمي هاي لنفورتيكولر و تومورهاي مغزي تظاهر ميكند .

علايم عصبي معمولا تصوير باليني ارجح بيماري را تشكيل مي دهد كه در زمان يادگيري راه رفتن توسط كودك بروز ميكند . اين بيماري اغلب موجب معلوليت شديد شده بطوريكه بيمار هميشه و بطور كامل جهت تغذيه و مراقبت متكي به ديگران خواهد بود .

در اين گزارش يك مورد اين بيماري از بخش اطفال بيمارستان امام رضا (ع) معرفي ميگردد، كه علاوه بر تظاهرات كامل عصبي ، پوستي وچشمي وعفوني با ابتلا كامل به لوسمي لنفوبلاستيك حاد همراه بوده است .

كلمات كليدي:آتاكسي ، تلانژكتازي ، لوسمي لنفوبلاستيك حاد ، عفونت مكرر

مقدمه :

آتاكسي تلانژكتازي بيماري ارثي است كه شايعترين علت آتاكسي مزمن در كودكان بوده و اولين بار در سال 1941 شرح داده شده است و به اسامي ديگري از جمله Louis- Bar Syndrome نيز شناخته مي شود .

ژن بيماري بر روي كروموزوم Iiq22.3-q23.1قرار داشته و بصورت اتوزومال مغلوب منتقل می شود .

شيوع بيماري 1-2 درصد هزار ذكر شده است . از مشخصات مهم اين بيماري كه جنبه تشخيصي نيز دارد وجود تظاهرات پوستي بصورت اتساع عروقي ( telangiectasia ) و نيز بروز آتاكسي در ابتداي تظاهرات عصبي مي باشد كه در نهايت منجر به زمين گير شدن بيمار مي گردد . علايم عمده ديگر بيماري اختلال حركت چشمها بصورت ocular apraxia ، اختلال ايمني كه منجر به عفونتهاي مكرر شده و در نهايت شانس 50-100 برابر ابتلا به تومورهاي لنفورتيكولر ( لوسمي و لنفوم ) و تومورهاي مغزي مي باشد .

در اين گزارش يك مورد از اين بيماري با تظاهرات كامل عصبي ، چشمي ، عفوني و پوستي همراه با ابتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد از بخش اطفال بيمارستان امام رضا (ع) معرفي مي گردد .

معرفي بيمار :

بيمار پسري 13ساله اهل رادكان از توابع بيرجند است كه به علت رنگ پريدگي و ورم اندامها در بخش اطفال بيمارستان امام رضا (ع)بستري گرديد.والدين شروع علايم بيماري را از حدود يك ماه قبل از بستري بصورت تب بالا ، علايم سرماخوردگي مقاوم به درمان ، رنگ پريدگي و ضعف پيشرونده ذكر مي كردند بطوريكه بيمار تا سن 4-5 سالگي خوب بوده و بعد از آن به تدريج بدنبال ابتلا مكرر به بيماريهاي تنفسي فوقاني و تحتاني مجبور به مراجعه به پزشكان مختلف شده است ، همواره تب هاي بالا داشته و به تدريج والدين متوجه تغيير وضعيت حركتي بيمار شده اند بطوريكه دچار لرزش اندامها و عدم توانايي در راه رفتن درست بوده و اين تغييرات آنقدر پيشرونده بوده كه پس از گذشت دو سال منجر به زمين گير شدن بيمار شده است .

پس از يك سال از شروع علايم فوق حركات غير عادي چشمها بصورت پرش غير عادي و غير قابل كنترل شروع شده و بعد از مدت زمان كوتاهي ضايعات عروقي ابتدا روي چشم ها ، سپس روي پل بيني و بعد روي گونه ها و سپس ساير نقاط بدن بوجود آمده است . والدين نسبت فاميلي نزديك بصورت بصورت پسر عمه و دختر دايي داشته و داراي 7 فرزند مي باشند كه بيمار فرزند ششم خانواده بوده و علاوه بر او يك خواهر كوچكتر هم اكنون به بيماري مشابه مبتلا مي باشد و يك فرزند به علت عفونتهاي مكرر تنفسي در سن 8-7 ماهگي فوت نموده است .

درسابقه فاميلي عموي بزرگ بيمار 5 فرزندش در سنين 8-7 ماهگي بعلت عفونتهاي مكرر تنفسي و دو فرزندش در سنين 18-14 سالگي با تابلو مشابه و ابتلا به سرطان خون فوت نموده اند . عموي ديگر بيمار كه با دختر خاله اش ازدواج كرده هم اكنون صاحب 4 فرزند مي باشد كه دو نفر از آنها هم اكنون به اين بيماري مبتلا هستند . خاله بيمار كه با پسرعمويش ازدواج كرده دو فرزند داشته كه در6و8 ماهگي به علت عفونتهاي تنفسي فوت كرده اند .

بيمار در معاينه پسري 13ساله كاملا زمين گير كه از نظر هوشي عقب افتاده مي باشد ، حركات پرشي دراندامها بصورت آتاكسي مشاهده مي شود. پوست وي حالتي شبيه به اسكلرودرمي (كاهش الاستيسيته)داشته و تلانژكتازي پراكنده روي پوست بيني ، لاله گوش وقسمت فوقاني تنه مشهود دارد . غدد لنفاوي گردن بزرگتر از طبيعي لمس می شوند .در معاينه ريه ها رالهاي مرطوب منتشر در هر دو ريه بدون ويزينگ به گوش مي رسد .سمع قلب نرمال ، كبد و طحال هر كدام حدود 3 سانتي متر زير لبه دنده لمس مي شوند . در اندامها علاوه بر لاغري مفرط ، تغيير شكل واضح اندام تحتاني همراه با آتاكسي و حركات پرشي در آنها مشهود است و رفلكسهاي تاندوني تشديد يافته اند .

آزمايشات به عمل آمده به شرح زير است : CBC= 31200 با 1% نوتروفيل و 75% بلاست ،

RBC =2000000، تعداد پلاكت = 7000 ميلي متر مكعب ، هموگلوبين = 2/6 گرم در صد MCV = 110فمتوليتر ، MCH= 24 پيكوگرم ، MCHC = 4/23 ، CRP =2 مثبت ، آزمايش كامل ادرار نرمال ، كشت خون و ادرار منفي ، IGA = 130 (نرمال 70- 312) IgG = 640(نرمال 639-1349) ، IgM = 85

( نرمال 56-352 ) ، CEA =1/3 ، آلفا فيتوپروتئين = 340 ( نرمال 30نانوگرم / ميلي ليتر ) .

در راديوگرافي قفسه سينه انفيلتراسيون منتشر و مختصري كاهش دانسيته استخواني ، و در CT Scan مغز كاهش دانسيته در ناحيه مخچه مشهود بود .

با توجه به يافته هاي بيمار از نظر لوسمي مورد آسپيراسيون مغز استخوان قرار گرفت و با مشاهده لنفوبلاست فراوان تخشيص لوسمي از نوع(L2) ALLتاييد شده و بيمار تحت شيمي درماني مناسب قرار گرفت و جهت درمان عفونت سينوسي ريوي بيمار آنتي بيوتيك هاي وسيع الطيف مناسب برقرار گرديد . ليكن به علت ضعف و كاشكسي شديد بيمار و وجود علايم خطر متعدد چند روز پس از شروع درمان بيمار فوت نمود .

بحث :

آتاكسي تلانژكتازي (A-T) مجموعه اي از اختلالات سيستم هاي مختلف بدن است كه با تظاهرات مختلفي از جمله تلانژكتازي چشمي ، پوستي ، نئو پلاسم ، اختلال عمل سيستم ايمني و عفونتهاي مكرر سينوسي ريوي و برخي اختلالات آندوكرين همراه بوده و نيز شايعترين علت آتاكسي همراه با دژنرسانس عصبي به شمار ميرود.

آتاكسي معمولا اولين تظاهر عصبي اين بيماران است كه در حوالي 2 سالگي به تدريج پديدار شده و پيشرفت كرده بطوريكه تا حوالي بلوغ به ناتواني و معلوليت كامل منجر مي شود (1) . اين عارضه به علت موتاسيون ژني ايجاد ميشود كه بنام ATM( AT, mutated ) ناميده شده و بوسيله positional cloning مشخص ميگردد (4) . موتاسيون حاصله موجب كاهش پروتئيني كه براي محافظت از آسيب DNA لازم است ميشود(3) . نقش ATM در فونكسيون هسته استعداد اين بيماران را به كانسر و كمبود ايمني نيز توجيه مينمايد، ولي دژنرسانس عصبي اين بيماران را كه معمولا اولين تظاهرات كلينيكي بيماري بوده و سبب معلوليت پيشرونده ميگردد توجيه نمي كند (3). عده اي ديگر از محققين افزايش استعداد به عفونت هاي مكرر و كانسر را در اين بيماران به علت عدم توازن در توليد گونه هاي حساس به اكسيژن (ROS)Reactive Oxygen Species در سلولهاي T cell اين بيماران مي دانند بطوريكه در بررسي هاي انجام شده مقادير آنتي اكسيدانت هايي مثل رتينول و آلفا توكوفرول و نيز ظريفت آنتي اكسيداتيو در بيماران A-T حساسيت زيادي نسبت به اشعه يونيزه نيز دارند بطوريكه اختلال كروموزومي موجود در اين بيماري خطر ايجاد نئوپلاسم را متعاقب قرار گرفتن در معرض اشعه يونيزه افزايش مي دهد (6).گفته شده است كه تماس با اشعه يونيزه بطور طبيعي موجب فعال شدن فاكتور هسته اي ( NF kappaB) ميشود در صورتيكه اين جواب در سلولهايي كه از بيماران مبتلا به آتاكسي تلانژكتازي تهيه شده معيوب است (7) . سلولهايي كه از بيماران مبتلا به اين بيماري گرفته شده نقص آشكاري را در دو انتهاي كروموزوم به شكل ارتباط انتها به انتها (end to end associations ) نشان داده اند (8) . اين اختلال كروموزومي شيوع دژنراسيون سلولهاي عصبي به خصوص سلولهاي پوركنژ مخچه را نيز در اين بيماران افزايش مي دهد(2، 9). آتاكسي تلانژكتازي عارضهاي عصبي است كه اغلب با كمبود ايمونوگلوبولين هاي A,E بطور منفرد يا توام ( در 50-70% بيماران ) و درجاتي از كمبود سلولهاي B,T همراه است (1و10) . آقاي مك دونالد موردي غير معمول از گاموپاتي منوكلونال IgA تيپ kappa رادر يك دختر 2 ساله مبتلا به اين بيماري گزارش داده است بطوريكه تجزيه كمي ايمونوگلوبولين هاي اين بيمار افزايش شديد جزء IgA به مقدار 672 ميليگرم/ دسي ليتر ( نرمال14-123ميليگرم/ دسي ليتر) گزارش داده است ولي IgG و IgM نرمال بوده اند (10).

در بيش از 50% موارد ميزان ايمونوگلوبولين هاي IgA, IgG2, IgG4, IgE پايين است و عفونتهاي سينوسي ريوي به علت كاهش فعاليت سيستم ايمني ديده مي شود . بيماري آتاكسي تلانژكتازي اغلب با كاهش ايمني بخصوص ايمونوگلوبولين IgA همراه است بطوريكه وجود كمبود ايمني و فراژيليتي كروموزومي را جزو علايم بارز دو بيماري انساني يعني آتاكسي تلانژكتازي و سندرم Nijmegen ذكركرده اند (11).در بيمار ما ميزان IgA= 130 ميليگرم/ دسي ليتر و IgG= 640ميليگرم/ دسي ليتر گزارش گرديد كه هر دو در حد نرمال يود . مك دونالد درسال 1999 يك دختر 2 ساله مبتلا به اين بيماري به عنوان اولين موردي كه مقدار IgA در آن شديدا بالا (672ميليگرم/ دسي ليتر ، نرمال : 14- 123 ) بوده است گزارش نمود (10) و در نوامبر 1999 صديقي وجود هيپرگاما گلوبولينمي و گاموپاتي اليگومنوكلونال را در 90بيمار 2-29ساله گزارش نمود بطوريكه 38%بيماران هيپرگاماگلوبولينمي داشتند كه ارجح ترين آنها بالا بودن ايزوله IgM ( در 3/23 % موارد) و پس از بترتيب افزايش توام IgM و IgA در 8/8% موارد ، افزليش ايزوله IgA در 3/3% موارد، افزليش ايزوله IgG در2/2% موارد و افزايش توام IgA, IgM نيز در 1/1% موارد ديده شده است . 7 بيمار ( 1/8%) نيز اليگومنوكلونال گاموپاتي داشتند (12).شيوع ديسفاژي اروفارنژينال و آسپيراسيون نيز در بيماران مبتلا بهA-T بالا گزارش شده است بطوريكه از 51 بيمار آقاي لفتون 14 نفرشان (27%) سابقه ديسفاژي و آسپيراسيون داشته اند كه در 10نفر آنها آسپيراسيون خاموش ( بدون سرفه ) بوده است همچنين ميزان شيوع آسپيراسيون در بيماران بزرگتر بيش از كودكان بوده است بطوريكه متوسط سن بيماران با سابقه آسپيراسيون 3/16 سال در مقابل بيماران بدون اين سابقه 8/10 سال بوده است (13). در ايتاليا نيز از آتاكسي تلانژكتازي به عنوان يك بيماري اتوزومال رسسيو شديد نادر ولي نه غير شايع ياد شده است و بخاطر جدي بودن بيماري تلاش زيادي در جهت تشخيص قبل از تولد در اين كشور شده است و در آخرين گزارش Chessa نمونه اي از ويلوزيته جفتي از يك خانم 37 ساله باردار كه قبلا دو فرزند مبتلا به A-T و دو سقط تحريكي داشته است در هفته دهم حاملگي تهيه و موتاسيون پيدا شده در دو فرزند مبتلا را در جنين جستجو نمود (14) . حتي كالري متري افتراقي ِDifferential scanning calorimetry)) و فلئورسانس ميكروسكوپي كمي براي مشخص كردن ساختمان كروماتين در سلولهاي لنفوبلاستوئيد گرفته شده از بيمار مبتلا به آتاكسي تلانژكتازي و مقايسه آن با يك عضو سالم خانواده بكار گرفته شده است و يك عدم تراكم شديد كروماتين هسته در بيمار مبتلا به اين عارضه مشاهده شده است (15). اين بيماري شايعترين علت آتاكسي توام با دژنرسانس مغز مي باشد . شروع زودرس آتاكسي در 20-3 سالگي به عنوان يافته اي اوليه از بيماري محسوب شده و اين علايم آنقدر پيشرفت ميكند كه موجب زمين گير شدن بيمار در هنگام بلوغ ميگردد . از تظاهرات عمده ديگر بيماري تظاهرات چشمي بيماران غالبا بصورت نيستاگموس عرضي و occulomotor apraxia مي باشد كه يافته اي نسبتا شايع و كمك كننده است . تظاهرات پوستي عموما بعد از تظاهرات عصبي به فاصله1-2 سال و در حوالي 3-6 سالگي به شكل تلانژكتازي روي ملتحمه چشمي و سپس ريشه بيني ، گونه ها و لاله گوش و درنهايت روي اندامها در قسمتي كه در معرض نور قرار دارد توام با كاهش الاستيسيته ( شبيه به اسكلرودرمي ) ظاهر مي شوند .

در بيمار مورد بحث نيز علايم بيماري از سن 4-5 سالگي با عفونتهاي مكرر تنفسي شروع شده و به تدريج تغيير وضعيت حركتي بيمار شامل لرزش اندامها و عدم توانائي در درست راه رفتن حاصل شده است علايم عصبي و اختلال حركتي بطور پيشرونده ادامه داشته بطوريكه پس از 2 سال بيمار را زمين گير كرده است و پس از گذشت يك سال حركات پرشي چشم ها كه غير قابل كنترل بوده است اضافه شده و به تدريج ضايعات عروقي ابتدا در چشم ها و سپس روي پوست بيني و گونه ها و ساير نقاط بدن پديد آمده است . به علت نامشخصي در اين بيماري شانس ابتلا به تومورهاي لنفورتيكولر (لوسمي ، لنفوم و بيماری هوچكين ) و تومورهاي مغزي در حدود 50-100برابر افراد عادي مي باشد (1) . بيمار ما نيز در 13 سالگي با علايم تب ، رنگ پريدگي ، ضعف پيشرونده ، لنفادنوپاتي گردني ، هپا تواسپلنومگالي ، آنمي ، ترومبوسيتوپني ، لوكوسيتوز و وجود 70% بلاست در خون محيطي مراجعه نمود كه در بررسي مغز استخوان ابتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد تاييد گرديد.

علت مرگ اين بيماران بطور عمده ابتلا به بيماريهاي عفوني و يا انتشار سرطان مي باشد (1).در بيمار ما همانگونه كه ملاحظه شد علت مرگ وجود عفونت و گسترش بيماري لوسمي يه همراه كاشكسي شديد بود .تفهيم چگونگي وضعيت ژنتيك بيمار براي والدين و روشن نمودن چگونگي بوجود آمدن كودك هموزيگوت براي جلوگيري از شيوع بيماري از اهميت زيادي برخوردار است در مطالعه اي در آمريكا 90% والدين ميدانستند كه با داشتن يك كودك مبتلا به A-T هر دوي آنها از نظر اين بيماري هتروزيگوت هستند و 84%آنها كودكان سالم خود را قبل از رسيدن به سن 18سالگي از نظر ناقل بودن اين بيماري بررسي كرده بودند (16).با ملاحظه سابقه فاميلي بيمار ما صفت اتوزومال مغلوب بيماري قابل توجيه مي باشد به اين جهت در مشاوره با والدين ضمن روشن نمودن چگونگي انتقال بيماري ، خطرات ازدواج فاميلي در خانواده ايشان گوشزد گرديد.