مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شيخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
اسيدهاي چرب گروه امگا 3

دكتر حبيبي جوزي – شركت حاميران

 

مقدمه :بر پايه تحقيقات و يافته هاي علمي ، باليني و آزمايشگاهي ، اسيد هاي چرب زنجير بلند با چند پيوند دو گانه POLYUNCATURATED FATTY ACIDS(LCPUFA) گروه امگا 3 در رشد و نمو و تكامل سلول هاي عصبي ، مغز و بينايي جنين در رحم مادر و شير خواران نقش اساسي دارد . وجود مقدار زياد DHA  در سلولهاي جسم خاكستري مغز و شبكيه چشم RETINA) ) مؤيد اين حقيقت است .

بديهي است جنين در رحم مادر و شير خواران اين ماده حياتي را از طريق مادر دريافت مي كنند . اگر در تغذيه مادر باردار و شير ده از اين ماده بويژه DHA ناكافي ويا اصلاً‌ وجود نداشته باشد موجب وقفه رشد جنين در رحم ،‌وقفه رشد قدرت بينايي ، قد و سلولهاي مغزي نوزادان مي شود . زيرا حدود 600 گرم DHA  ذخيره بدن مادر در دوران بارداري به جنين منتقل مي شود . از اين رو نياز مادر به يك رژيم غذايي كامل حاوي LCPUFA و ساير مواد غذايي انرژي زا افزايش مي يابد .

با توجه به اهميت موضوع و سلامت مادر و كودك ، محققين متفقاً‌ يك مكمل غذاي مناسب و حاوي LCPUFA را براي مادران باردار و شيرده و همچنين براي شيرخواران و كودكان ، قوياً‌ توصيه مي نمايند .

هدف :هدف از اين تحقيقات ،‌نشان دادن اهميت و اثر مثبت LCPUFA  در رشد و تكامل سلول هاي مغزي ، بينايي و عصبي شير خواران و كودكان پس از دو هفته از تولد و مقايسه آن در هفته هاي 17و 26و 52 بوده است .

طرح: آزمونهاي باليني راندومايز در 65 نوزاد سالم و ترميك كه در 5 هفته اول از شير مادر گرفته شده بودند و با فرمولهاي مكمل LCPUFA تغذيه مي شدند و اثر مثبت آن روي رشد و تكامل سلولهاي عصبي و مغزي و بينايي و هوشياري شير خواران ارزيابي گرديده است.

دست آورد: علي رغم دريافت LCPUFA از طريق شير مادر بمدت 6 هفته ، نوزاداني كه پيش از گرفتن از شيربا فرمولهاي بدون مكمل LCPUFA تغذيه شده بودند در هفته هاي 17و52 بطور آشكار قدرت بينايي خيلي ضعيف داشتند و در هفته هفدهم از قدرت هوشياري و شنوائي كمتر برخوردار بودند ولي گروه نوزاداني كه از فرمولهاي مكمل LCPUFA بالاتر بوده است و در هفته 52 پس از تولد رشد قواي بينائي و هوشياري و شنوائي با افزايش DHA در پلاسما و گلبولهاي قرمز همراه بوده است .

نتيجه گيري:اين تحقيقات و آزمون هاي باليني نشان داده است LCPUFA روي رشد جنين در رحم و تكامل سلولهاي عصبي ، مغزي و بينائي نوزادان اثر مثبت دارد و دوران بحران استفاده از مكمل غذاي LCPUFA و اثر آن از شش هفته اول عمر نوزادان به بعد نيز ادامه پيدا مي كند

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
بررسي آلودگي سالمونلا در دو نوع تخم مرغ محلي و ماشيني درآزمايشگاه بيمارستان قائم ( عج) مشهد ، 80-1379

دكتر عبدالكريم حامدي – دكتر سيد محمد جواد پريزاده – دكتر جواد قناعت

 

خلاصه :سالمونلا ، باسيل گرم منفي است كه مي تواند سندرمهاي مختلف باليني ايجاد كند و شايعترين آنها به صورت گاستروآنتريت و مسموميت غذايي است . مهمترين راه انتقال اين ارگانيسم به بدن از طريق تغذيه مي باشد . مصرف بعضي مواد غذايي ،‌مخصوصاً‌ تخم مرغ  عامل انتقال اين عفونت است . شير خواران پس از شش ماهگي غير از شير مادر نيازمند تغذيه كمكي مي باشند و يكي از غذاهاي كمكي مقوي كه به شير خوار خورانده مي شود ، تخم مرغ است كه آسان هضم شده و حاوي پروتئين و آهن و ويتامين D نيز مي باشد . يك تخم مرغ ، حاوي سه قسمت پوسته ،‌سفيده و زرده است . آلودگي هر قسمت مي تواند ايجاد مسموميت غذايي كند . درمطالعه فوق با هد ف بررسي آلودگي در دو نوع تخم مرغ محلي و ماشيني ،‌سه قسمت از هر دونوع تخم مرغ از نظر وجود اين ارگانيسم از طريق نمونه برداري و انجام كشت بر روي محيط معمولي و اختصاصي سالمونلا مورد ارزيابي قرار گرفته است . از 270 تخم مرغ مورد مطالعه 780 كشت انجام گرديد . دو مورد سالمونلا گروه B تشخيص داده شد .  در اين مطالعه مشخص گرديد كه امكان آلودگي هر چند اندك در تخم مرغها وجود دارد . قسمت پوسته تخم مرغ ، بيشترين آلودگي به ارگانيسمهاي مختلف و سالمونلا را هر چند اندك ( 7 در هزار ) دارا مي باشد . به علت تماس بيشتر تخم مرغ محلي با فضولات و عدم رعايت بهداشت ، ميزان آلودگي در تخم مرغ محلي ، اندكي بيشتر است . بنابراين بايد توصيه نمود از مصرف تخم مرغ نپخته مخصوصا  در شير خوران خود داري گردد و قبل از مصرف تخم مرغ حتماً‌ پوسته آن شسته شود .

واژه هاي كليدي : آلودگي ، سالمونلا ، تخم مرغ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
آلودگي يخ و آب مصرفي به ويبريوكلرا درنقاط مختلف مشهد

دكتر عبدالكريم حامدي ، دانشيار دانشگاه علوم پزشكي مشهد

 

چكيده : وبا بيماري عفوني وخطرناكي است كه در ايران و بعضي از كشورهاي گرمسيربه شكل آندميك وجود داشته و گاهي در شرايط مساعد ايجاد اپيدمي ميكند . انسان تنها ميزبان طبيعي براي ويبريوكلرا محسوب مي شود وبا به وسيله خوردن مواد غذايي ونوشيدني آلوده به مدفوع انساني ايجاد مي گردد.

هدف از اين تحقيق بررسي آلودگي ميكروبي آب و يخ مورد مصرف مخصوصاً‌ به ويبريوكلرا ميباشد . مخصوصا‌ً‌ به منظور  بررسي آلودگي هاي يخ كارخانه اي و‌آب يخ كنار خيابانها صورت گرفته است . روش كار بدين صورت بوده كه از صد مورد يخ مورد مصرف مردم كه در خيابانها و يا در دكه ها وجود داشته و صد نمونه آب يخ در بشكه ها نمونه برداري بروش خاص انجام مي گرديده و به محيط كشت انتقال داده ،‌نتايج كشت را مورد تجزيه و تحليل آماري قرار داده ايم .

بطور كلي جمعاً‌ 12%‌كليه نمونه ها به نوعي از ويبريو هاي مختلف آلودگي داشته اند و 1% كل نمونه ها به ويبريو وبا آلودگي داشته اند .

با توجه به نتايج مطالعه ،‌آلودگي يخ هاي كارخانه اي با ويبريوكلرا محتمل است ،‌لذا توجه بيشتر به سيستم بهداشتي دركنترل و جلوگيري آلودگي يخ با ارگانيسم هايي مانند كلرا ضروري است.

گل واژگان :يخ ،‌آلودگي ،‌وبا

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
عوارض عصبي ويتامين B6 در كودكان

دكتر سيد حسين حسن پور آونجي - متخصص كودكان و نوزادان - دانشگاه علوم پزشكي ايران -  رئيس بخش اعصاب بيمارستان كودكان حضرت علي اصغر (ع)

 

 ويتامين B6 (پريدوكسين ) از ويتامين هاي محلول درآب و به اشكال مختلف بوده كه فرم فعال آن پيروكسال 5 فسفات در فعاليت بيش از 50 آنزيم متابوليكي از جمله دكربوكسيلاز ، ترانس آميناز ، هيدروكسي متيل ترانسفراز و بقاي تعادل نوروترانسميترهاي سيستم عصبي و غيره دخالت داشته و كمبود و افزايش آن هر دو ميتواند باعث اختلالات عصبي بويژه در شيرخواران و كودكان بصورت حملات تشنجي ، هيپوتوني ، بيقراري ، ميكروسفالي ،كندذهني و نوروپاتي محيطي گرددبعلاوه كمبود آن درپوست مي تواند باعث اختلالاتي ازجمله درماتيت سبوره ، گلوسيت و استوماتيت و در سيستم خوني باعث آنمي ميكروستيك و هيپوكروميك گردد.

افزايش اين ويتامين و مواد مصرفي بالا بخصوص در بالغين مي تواند باعث بروز نوروپاتي حسي گردد.

ميزان مورد نياز آن در شير خواران زيريكسال 6/0-3/0 ميلي گرم و در بالاي يكسال 3-1 ميلي گرم در روز بوده كه با افزايش پروتئين غذا بيشتر مي شود. اين ويتامين نسبت به اشعه اولتراويوله واكسيداسيون و حرارت حساس بوده و لذا درغذاهاي جوشيده و در مصرف كنندگان شير بز بخصوص كودكان زير يكسال اگر دريافت آن به كمتر از 1/0 ميلي گرم درروز برسد و در  كودكان دچار سوء تغذيه ممكن است باعث بروز علائم شود .

مهمترين عوارض كمبود آن در شير خواران تشنج وبيشتر بصورت آسپاسم شيرخوارگي و در سنين بالاتر بصورت نروپاتي محيطي وبيشتر از نوع حسي مي باشد . گرچه علائمي بصورت بيقراري ، تحرك پذيري هيپوتوني ،‌ميكروسفالي و كند ذهني ميتواند باعث بروز علائم شود.

حملات تشنجي حاصل از كمبود ويتامين B6 مي تواند بصورت كمبود ژنتيكي اتوزم مغلوب ، يا كمبود تغذيه اي و يا در اثر مصرف طولاني مدت بعضي از داروها مانند ايزونيازيد ، سيكلوسرين ، هيدرولازين و پني سيلين آمين ديده شود .

اين حملات تشنجي به داروهاي ضد تشنجي پاسخ نداده و در الكتروآنسفاگرافي آنها تغييرات شديد بصورت هيپس آريتمي ديده مي شود كه با تجويز پيردوكسين با دوز بالا 50-100ميلي گرم در نوزادان و 30-10 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم در شير خواران باعث كنترل تشنج و نرمال شدن  EEG ميشود و مقدار 5-300 ميلي گرم در روز براي جلوگيري از تشنج لازم است .

دراين مقاله سعي مي شود پيرامون عوارض كمبود و افزايش ويتامين B6 در كودكان مبتلا و دچارسوء تغذيه  ،علائم و خصوصيات آن بويژه تشنجات حاصل از كمبود و با معرفي چند شير خوار مبتلا ونحوه درمان و پيشگيري و پيگيري آن ها بحث شود تا انشاءا... امكان آمادگي بيشتر همكاران و جامعه پزشكي در تشخيص و برخورد مناسب اين بيماران و كاهش عوارض حاصل ازآنها فراهم گردد.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 
سوء تغذيه و سيستم ايمني

دكتر احمد هاشم زاده - دانشيار گروه اطفال مركز پزشكي بيمارستان قائم (عج)

 

خلاصه مقاله :

مقدمه : تغذيه مناسب در توليد و فونكسيون تركيبات سلولي و ملكولي سيستم ايمني كه خود جوابگوي مقاومت ميزبان درمقابل عفونتهاي مختلف است نقش بسزايي دارد.

كمبود بيشتر مواد غذايي عوارض نامطلوبي روي سيستم دفاعي بدن دارد. مهمترين اثر سوءتغذيه روي سيستم ايمني كاهش فونكسيون T لنفوسيتها ميباشد كه باعث اختلال در مقاومت نسبت به مثلاً‌عفونتها توبركولوز مي شود.

بحث : اثر كمبود پروتئين بر روي منوسيتها و ماكروفاژها مورد بحث مي باشد در بعضي مدلهاي حيواني ثابت شده است كه اين كمبود باعث اختلال در حركت منوسيتها بطرف منطقه داراي التهاب و انفلاماسيون مي باشد . كمبود روي ،‌يك اثر تخريبي شديد و دائمي در فونكسيون تيموس دارد . كالسيتريول اثر بسيار شگرفي درسنتزمواد و ملكولهاي ايمونورگولاتورتوسط منوسيتها،ماكروفاژها و لنفوسيتها داردكه اين اثر سي نرژيسم با گاما اينترفرون دارد . سوء تغذيه شديد پروتئيني باعث كاهش شديد لنفوسيتهاي كورتيكال تيموس و آتروفي نسج لنفاوي مي گردد. سوء تغذيه پروتئيني مي تواند باعث كاهش شديد در T لنفوسيتهاي CD4و كاهش خفيف درسلولهاي T لنفوسيت CD8 شود و سيتوكاين ها هم نيز تحت تأثير قرار مي گيرند و كاهش مي يابند .

نتيجه : كمبود  پروتيئن دررژيم غذايي و نيز كمبود روي وويتامين D باعث كاهش شديد فونكسيون T لنفوسيتها مخصوصاً‌ در مقابل توبركولوز مي شود . سوء تغذيه پروتئيني ممكن است فونكسيون ماكروفاژها را دچا راختلال نمايد و كاهش TNFa را بدنبال داشته باشد و نيز مي تواند باعث اختلال در ميزان و فونكسيون T لنفوسيتها گردد.

 

Immunity System and Malnutriticn

                                                                                                 A Hashemzadeh. Associate Professor of pediatrics . Chaem HospitalMashhad university of medical sciences ,Meshed , Iran

 

Background:Nutritional status determines the generation and functioning of cellular and molecular components of the immunity system which are responsible for the host resistance to the various infectious diseases . Deficiency of many nutrients has some adverse effects on the immunity system .

The most consistent aspects of malnutrition seem to be loss of T cell function that lead to the impairment of resistance against infectious diseases like TB.

Discussion : The effects of dietary protein deficiency on monocyte macrophage are still controversial . In some animal studies it resulted in defective mobilization of monocytes into the sites of inflammation Zinc deficiency has a dramatic and consistent detrimental effect on thymus dependent immunity functions . Calcitriol is known to exert profound effects on the synthesis of critical immunoregulatory molecules by monocyte – macrophage and lymphocyte . So it is capable of acting synergistically with any cytokines such as Gamma INF Severe protein malnutrition causes a decreases in the number of cortical lymphocytes of the thymus and lymphoid tissue atrophy . it also leads to a profound decrease in CD4T cell affected by malnutrition .

Conclusion  : Dietary deficiency of Protein, Zinc , Vitamin D is associated with remarkable defects in antigen – specific T cell responses especially to M . Tuberculosis . The protein deficiency may impair macrophage.