مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شيخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

دكتر منصور بهرامي

تاريخ تولد

. سال 1318 در شهرستان خمين

تحصيلات پزشكي

. عمومي درسال 1345 از دانشگاه تهران

. تخصص درسال 1351 از دانشگاه تهران

رتبه دانشگاهي

· دانشيار گروه اطفال در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

دروه هاي آموزشي خارج از كشور

· شش ماه در تغذيه و بهداشت عمومي در دانشگاه جانزهاپكينز مريلند ، آمريكا

· سه ماه در تغذيه اطفال در انستيتو تغذيه ملي هند ،‌در حيدر آباد هندوستان

· يك ماه در تغذيه اطفال در دانشگاه لندن

· يك ماه در بهداشت باروري دوره تنظيم شده از طرف سازمان بهداشت جهاني ، در داكا بنگلادش

· يك ماه در مبارزه با بيماريهاي اسهال دروه تنظيمي از طرف سازمان بهداشت جهاني ، در داكا بنگلادش طي دوره هاي آموزشي دو تا سه هفته برگذار شده از طرف يونيسف و يا سازمان بهداشت جهاني

1. بحرين باموضوع : كد بين المللي بازاريابي جانشين شونده ها ي شير مادر

2. تركيه باموضوع : كارآيي شبكه هاي بهداشتي براي ارائه خدمات اوليه پزشكي

مسئوليتها و خدمات

· رياست بخش اصفال مركز پزشكي شهداء در حدود بيست سال

· عضو هئيت مديره انجمن پزشكان كودكان ايران در حدود 10 سال

· عضو كميته كشوري ترويج تغذيه با شير مادر در حدود 15 سال

· عضو هئيت بورد اطفال ايران در حدود 10 سال

· عضو كميته كشوري تغذيه در حدود 10 سال

· كارشناس نظام پزشكي در هيئت هاي بدوي و عالي در حدود 10 سال

· عضو هيئت مديره انجمن علمي تغذيه كودكان از تاريخ 1382

· سر دبير فصلنامه شير مادر كه از سال 1379 تاكنون منظما ً منتشر شده است (17 شماره )

· دبير بيش از چهل برنامه مدون بازآموزي درگروه اطفال دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

· معاون آموزشي گروه اطفال دردانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

· عضو كميته ايمن سازي كشور

. عضو كميته عوارض واكسيناسيون و ايمن سازي كشور

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

دكتر جواد فيض

من اين حديث نوشتم چنانكه غير نداند

تو هم ز روي محبت بخوان چنانكه تو داني

تاريخ تولد : دوم خرداد ماه 1308 .

دوران تحصيل:

6 ساله بودم و مي خواستم به مدرسه بروم ولي پدرم مرا به مكتب نزديك منزل مان فرستاد. محل درس شبستان مسجد بود .گليم پاره و كهنه اي پر از خاك كف زمين را پوشانده بود. شاگردان هر يك تشك يا پوستي با خود مي آوردند و روي آن مي نشستند . معلم عمامه اي به سر داشت و خود را شبيه علما در آورده بود و پوست بهتر و بزرگتري داشت كه شهرية شاگردان را زير آن تشك مي گذاشت. شرعيات، ‌قرآن و گاهي هم گلستان سعدي را به ما مي آموخت .

پس از چند سالي به علت جابجايي منزل،‌ چون در اطراف منزل ما مكتبي نبود لاجرم پدر مرا به مدرسه اي به نام مدرسة علميه سپرد. روز قبل از رفتن به مدرسه،‌ حمام رفتم ، و لباس نو پوشيدم . موقعي كه پا به مدرسه گذاردم و كودكان هم سن خود را ديدم احساس شادي كردم . تا 12 سالگي در آن مدرسه به تحصيل پرداختم تا به كلاس دوم متوسطه راه يافتم. روزي با برادر بزرگترم مشاجره و جدال كودكانه اي داشتيم كه گويا تقصير از من بود و در نتيجه مورد عتاب و خطاب پدر قرار گرفتم و پدر براي تاديب من فرداي آن روز به مدرسه آمد .

هنگامي كه پدر از حياط مدرسه قدم زنان به طرف دفتر مدرسه مي رفت او را ديدم و به دو علت به خود لرزيدم. يكي چوب و فلك محمد رضا فراش مدرسه و ديگري وجود كلاس موسيقي كه من در آن كلاس بودم ( هر ماه يك ساعت درس موسيقي داشتيم كه مرحوم آقاي عبدالحسين برازنده اصول موسيقي را تدريس مي كرد.) صداي موسيقي در كلاس توجه پدر را به خود جلب كرد، با شكايت پدر به دفتر احضار شدم. و از همان كلاس موسيقي به طرف دفتر رفتم. پس از اظهار ندامت و پشيماني با وساطت ناظم بخشوده شدم و به كلاس موسيقي برگشتم. شب پدر به خانه آمد و اولين جمله اي كه گفت اين بود« از فردا نبايد به مدرسه بروي،‌ من اجازه نمي دهم فرزندم تار و تنبك ياد بگيرد» و فرداي آن روز مرا به بازار برد و به دست يكي از حجره دارهاي بازار سپرد. مدت سه سال در بازار با حقوق ناچيزي كه آن را هم گويا پدرم به استاد ميداد ،‌ گذراندم. در اين مدت راستي،‌ درستي و حقيقت در داد و ستدهاي بازار نديدم و را ه و رسم داد و ستد بازار را هم فرا نگرفتم. در آن زمان كه در سن 15-14 سالگي بودم موقعي كه از گوشة ميدان امام به طرف بازار مي رفتم مغازه داران ‌را مي ديدم كه به انتظار مشتريان هستند و با چرب زباني سعي مي كنند متاع خود را بفروشند و از اين كار خوشم نمي آمد. من در آن سن يكي دو پزشك را از نزديك مي ديدم كه در جامعه عزت و حرمتي دارند و بر خلاف بازاريان با انسانها و جسم و روح آنها سر و كار دارند . از همان زمان آرزو كردم كه طبيب شوم و به خارج از كشور بروم و استاد دانشگاه گردم. بنا براين بازار را ترك كردم و با پولهايي كه از دستمزد كار سه ساله ام به دست آورده بودم و جمعآ 169 تومان بود به تحصيل خود ادامه دادم و سيكل و ديپلم خود را به طور داوطلب گرفتم و باعث جبران عقب ماندگي‌ام گرديد. در اين زمان نيز پدرم باز با ادامه تحصيل من در رشته پزشكي مخالفت مي‌كرد او مي گفت:« پس از اينكه پزشك شدي چقدر حقوق مي گيري؟». به او گفتم ماهي هزار تومان .او به من پيشنهاد كرد كه از فردا به بازار بيا و ماهي هزار تومان از حجره بردار . من اعتقاد داشتم كه بايد به همه و مخصوصاً پدر و مادر با احترام رفتار كنم و آنها را نرنجانم و با او مخالفتي نكردم تا اين كه واقعة جالبي اتفاق افتاد : روزي با پدرم در خيابان چهار باغ اصفهان به طرف بازار مي رفتيم كه با يكي از پزشكان مشهور اصفهان برخورد كرديم. پدرم در مقابل او ايستاد و اداي احترام كرد،‌ سپس چند قدمي دورتر با يكي از تجار ثروتمند آن زمان برخورد كرديم ، پدرم به او توجهي نكرد و حتي به او بي اعتنايي كرد و اين دو برخورد مرا بسيار خوشحال كرد . من از موقعيت استفاده كردم و به پدرگفتم :«چرا در برابر آن پزشك جوان ايستادي و اداي احترام كردي و در برابر فلان تاجر بي اعتنايي ». او با تعجب گفت « آن جوان، ‌پزشك من است و زير نظر او هستم ولي با آن تاجر كاري ندارم». به او گفتم: «پدر من مي خواهم مثل آن پزشك و حتي بهتر از او شوم» پدر قبول كرد و به من گفت هر چه خواهي بكن و هر چه مي‌خواهي بشو.

شروع تحصيل در دانشكده پزشكي:

در سال 1333 در كنكور رشته پزشكي در رشته پزشكي قبول شدم و در دانشگاه تهران شروع به تحصيل كردم و در سال 1339 فارغ التحصيل گرديدم. اساتيد من طبيبان واقعي و الگويي از انسانيت بودند و به تعليم و تربيت عشق مي ورزيدند ،‌ مرحوم دكتر محمد قريب، دكتر آرمين ، دكتر مهدي آذر، دكتر علي وكيلي و دكتر نجم آبادي و ... من سعي كردم خلق و خو و راه و رسم آنها را به خاطر بسپارم و روش آنها را در پيش گيرم.

پس از اخذ ديپلم دكتراي پزشكي ،‌ چون پدرم بيمار و از كار افتاده بود و به من دلبستگي داشت از من خواست كه او را ترك نكنم و از رفتن به آمريكا براي ادامه تحصيل منصرف شوم. من هم خواستة او را پذيرفتم و در بخش عفوني بيمارستان خورشيد دانشگاه اصفهان به عنوان رزيدنت عفوني با شادروان عبدالباقي نواب مشغول كار شدم و پس از سه سال استاديار دانشكده پزشكي شدم. در سال 1342 در پي فوت پدرم براي ادامه تحصيل به آمريكا سفر كردم. پس از گذراندن دوران انترني چون به رشته كودكان علاقمند بودم در بيمارستان كودكان شهر فيلادلفيا وابسته دانشگاه پنسيلوانيا دوران رزيدنتي را گذرانم . پس از گذراندن امتحان بورد تخصصي كودكان ، در دانشگاه تولين آمريكا در شهر نيواورلان در بخش عفوني زير نظر استاد بزرگوار خانم مارگارت اسميت دوران فوق تخصصي خود را گذراندم و در ضمن دروس نظري و عملي براي دورة ‌ماستر در بهداشت را تمام كردم و موفق به اخذ M.P.H نيز گرديدم.

بازگشت به ايران

پس از اتمام اين دوره واقعة بسيار جالبي براي من اتفاق افتاد كه مرا به وطن و دياري كه به آن تعلق دارم كشاند. شبي در بخش نوزادان بيمارستان دانشگاه پنسيلوانيا كشيك بودم،‌ نوزادي را معاينه كردم و دارويي كه احتياج داشت در پرونده اش نوشتم. صبح روز بعد كه به بخش نوزادان آمدم متوجه شدم پرستار دستور مرا اجرا نكرده است. از او سئوال كردم « او گفت به نظر من لزومي نداشت » گفتم «من پزشك نوزاد و مسئول او هستم» پرستار گستاخانه جمله اي گفت كه مرا منقلب كرد. او گفت« برو به جايي كه به آن تعلق داري »گر چه از او به مسئولين بيمارستان شكايت كردم و او تنبيه شد ،‌ ولي گفتة او مرا بسيار متاثر كرد و به خود گفتم بايد به جايي بروم كه به آن تعلق دارم و آن ايران ،‌ ايران عزيز است.

پس از خاتمة دوران فوق تخصص عفوني كودكان خانم دكتر مارگارت اسميت استاد رشته عفوني كودكان براي دلجويي به من پيشنهاد كرد كه مخارج رفتن مرا به نمايشگاه بين الملي در تورنتوي كانادا بپردازد .‌ من هم با خوشحالي قبول كردم و با زن و تنها فرزندم براي ديدن نمايشگاه به آنجا رفتيم (Expo 67) . موقعي كه به نمايشگاه رسيديم سراغ غرفة‌ ايران را گرفتم،‌و وارد غرفة‌ايران شدم . صداي موسيقي ايراني فضاي غرفة‌ بسيار بزرگي را كه به شكل مساجد ايران برپا شده بود پر كرده بود و در هر گوشه اي نشانه اي از هنرهاي دستي ايران،‌ مخصوصاً شهر اصفهان بود . نا مسحور شده بودم . ظهر در همان غرفه بوي دلپذير غذاهاي ايراني مشامم را نوازش داد. به گوشه اي از نمايشگاه رفتم و سر به ديوار گذاشتم و مدتي به خاطر فراق ديار خود اشك ريختم و در آن زمان تصميم گرفتم كه به ايران برگردم.

فعاليت علمي و پزشكي من

پس از بازگشت به ايران ابتدا گروه بهداشت دانشكده پزشكي را كه امروز دانشكده بهداشت است پايه گذاري نمودم و سپس در گروه كودكان مشغول گرديدم و اكنون مدت 30 سال است كه افتخار معلمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان را دارم و بهترين دقايق و ساعات دورة‌ زندگي من زماني بوده است كه با دانشجويان رشتة‌ طب بوده ام و آنها را مانند فرزندان خودم دوست مي دارم . از الطاف بيدريغ خداوند سپاسگزارم كه مرا توفيق داد كه به آمال و آرزوي خود برسم و سهمي در آموزش پزشكي و درمان كودكان معصوم اين مرز و بوم داشته باشم. براي بالابردن مقام و الاي حرفه مقدس پزشكي در هنگام تدريس تا آنجايي كه امكان داشته است با دانشجويان از اصول اخلاق پزشكي و رعايت آن صحبت كرده ام و هر كسي از من دعوت مي كرد تا درباره فضيلت علم پزشكي و اصول اخلاق پزشكي صحبتي داشته باشم ،دريغ نكرده ام و مخصوصا معتقدم هر پزشك سوگندي را كه بقراط پدر دانش پزشكي در بيست و پنج قرن پيش توصيه كرده است بايد بخواند و امضاء كند و به آن عمل كند.

ارتقاء‌علمي دانشگاهي

ارتقاء من از استادياري به دانشياري و سپس در سال 1361 به مرتبه استادي با تحقيق در مورد بيماري تب مالت و بيماري سل انجام گرفت و دهها مقاله در مجلات خارجي و داخلي به چاپ رساندم . در مدت 30 سال گذشته با همكاران ديگر در بخش كودكان دانشگاه علوم پزشكي در آموزش رزيدنتهاي رشتة تخصصي كودكان همكاري داشته‌ام و خوشبختانه بعضي از آن رزيدنتها درجات عالي فوق تخصصي را به دست آورده اند كه موفقيت آنها براي من لذت بخش بوده است و آنها را دوست و همكار خود مي دانم.

آثار و تآليفات

از زماني كه در دانشگاه به عنوان معلم رشته بيماريهاي كودكان مشغول شدم،‌ احساس كردم كه مادران كشور ما كه عهده دار پرستاري و تربيت كودكان هستند اطلاعاتي در مورد پرستاري و تربيت كودكان ندارند و از مادربزرگها و پيرزنهاي محله آموزش مي بينند،‌ بنا بر اين به فكر آن بودم كتابهايي براي مادران و پدران به زبان ساده بنويسم.

1- اولين كتاب خود را تحت عنوان «من و كودك من» در سال 1365 تاليف نمودم كه بارها با اضافات تجديد چاپ گرديد. به طوري كه چاپ پانزدهم آن در سال 1380 در 816 صفحه و 5000 نسخه چاپ گرديد. ‌ بسياري از مادران به من گفته‌اند كودكشان را با اين كتاب بزرگ كرده اند.

2- «رفتار من با كودك من» : در اين كتاب در 390 صفحه نوشته شده و چهارمين چاپ آن در سال 1377 منتشر گرديده است.

3- «مغز كودك من»: در اين كتاب در مورد رشد مغز و مشكلات مغزي يعني تشنج،‌ عقب افتادگي مغزي و سندرم داون و پرستاري از كودكان معلول نوشته شده است.

4- «دنياي بهتري براي كودكان بسازيم»

ازدواج :

از ازدواج خود صاحب سه فرزند پسر شدم بنام عليرضا،‌ امير رضا و اميد رضا،‌ فرزند اولم عليرضا علاقمند به مسائل رواني بود و در اين رشته در آمريكا تحصيل كرد و از او سخناني به يادگار مانده است كه به واقع ارزش خواندن دارد . و يكي از آن سخنان اين است.

«ساده زندگي كنيد،‌ساده بينديشيد و همه را دوست داشته باشيد».

او در روز اول فروردين 1376رخت از جهان بربست و به ديار ابدي شتافت.

شادي ندارد آنكه ندارد به دل غمي آن را كه نيست عالم غم نيست عالمي

بيماران جالب توجه:

هر طبيبي در دوران طبابت خود با بيماران جالبي برخورد مي كند كه بسيارند و در مورد آنها كتابهايي مي توان نوشت. چون مواد مخدر مخصوصا در كشور ما در همة‌شئون اجتماعي و خلاقي و اقتصادي ما اثر گذاشته و كودكان معصومي نيز از اين بلا دور نمانده اند، ‌بنابراين تصور مي كنم شرح حال دو واقعة پزشكي را در اين رابطه با مواد مخدر براي خوانندگان عزيز شرح دهم.

1- مادري كودك دو سال و نيمه‌اش را با حالت نگراني و پريشاني نزد من آورد و گفت « دو روز است كودك من دايماً جيغ مي زند و از سرو كول من بالا ميرود و شب خواب ندارد» از تغذيه و دفع مدفوع و علايم ديگر كودك سئوال كردم.‌ مادر پاسخ داد اين دو روزه كودك شير و غذا نخورده و دفع هم نداشته است.

در معاينه كودك كاملا بيقرار بود و به زحمت معاينه گرديد. تب يا علايم ديگر نشانة بيماري در او وجود نداشت. چون تشخيص بيماري براي او داده نشد ،‌دارويي نيز تجويز نگرديد و از مادر خواسته شد با ملايمت و بردباري كودكرا كند آرام كند. روز بعد مادر،‌كودك را با همان حالت نزد من آورد و اظهار عجز كرد. از مادر سئوال شد چه كسي غير از شما از كودك پرستاري مي كند؟ او جواب داد فرهنگي هستم و كودك پرستاري دارد كه چند روزي است به علتي اخراج شده است. بنا براين به وابستگي كودك به پرستار مشكوك گرديدم. از مادر خواسته شد پرستار را دوباره به خانه دعوت كند و اين كار سبب شد كه كودك آرام بگيرد و شير و غذا بخورد و به خواب برود. با اين عمل مشخص شد كه كودك به پرستار وابسته شده است. سرانجام با تهديد پرستار مشخص گرديد كه هر روز مقداري ترياك به كودك مي‌داده است تا او به خواب برود و كودك معصوم معتاد به ترياك شده بود. با مشخص شدن موضوع و اخراج پرستار و و تجويز موقت دارو، ‌مشكل كودك برطرف گرديد.

زن جوان روستايي با گريه و زاري به من مراجعه كرد و اظهار داشت « شش كودكم در سنين 4 تا 8 ماهگي در حالي كه سالم بوده اند در خلال چند ساعت و به طور ناگهاني فوت كرده اند و حالا مجدداً حامله هستم » با التماس از من در خواست كمك كرد. پس از سئوالاتي از او دربارة‌ مرگ كودكانش به تشخيصي نرسيدم و او را براي تحت نظر قرار گرفتن دوران بارداري و زايمان به پزشكي متخصص زايمان معرفي كردم. كودك سالمي به دنيا آورد و هر يكي دو هفته كودكش را براي معاينه نزد من مي آورد. كودك تا 6 ماهگي رشد طبيعي داشت ولي در هر بار معاينة كودك و در برابر گفتة من كه كودك سالم است،‌ مادر مي گفت: « دكتر بچه ام مي ميرد ،‌مي ميرد». به او دلداري مي دادم كه كودك مشكلي ندارد،‌نگران نباش،‌ چون مادر بسيار نگران بود تلفن و آدرس منزل خودم را به او دادم كه هر زماني براي كودك مشكلي پيش آمد به منزل من مراجعه كند، روز جمعه اي،‌ ساعت 6 عصر پس از بازگشتم از خارج شهر به خانه،‌ مادر را ديدم جلوي درب خانه ام روي زمين نشسته و بر سر و صورت خود مي زند،‌ با گريه و زاري گفت ديدي بچه ام مرد. نگاهي به كودك انداختم رنگ او سفيد شده بود و نفس نمي كشيد. او را بلافاصله به نزديكترين بيمارستان بردم و اقدامات احياء انجام شد و تنفس او برگشت و چون علايم مسموميت با ترياك داشت درمان شد و كودك بهبود يافت. معلوم شد،‌ مادر كودك را چند ساعتي به زني سپرده است كه همسر عموي آن كودك بود كه فرزندي نداشت و نمي توانسته فرزندي به دنيا بياورد. بنابراين از روي حسادت شش كودك اين مادر را با دادن ترياك از پا در آورده بود و كودك هفتم با لطف و عنايت خداوند نجات يافت

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

دكتر رضا قريب

تاريخ و محل تولد

  • 1308 تهران

دكتراي پزشكي

  • دانشگاه تهران ، 1332

كارورزي

Memorial Medical Center ,N.J.,USA-56-1995

دستياري كودكان و قلب كودكان

  • Mayo Foundation Mayo Medical School Rochester ,MN.,USA – 60-1956

گواهينامه

  • 1960 - American Board of Pediatrics

  • M.S. in pediatrics

  • Mayo Medical School and University of Minnesota, USA

پروانه پزشكي

  • ايران - ايالات متحده:1965

سمتهاي دانشگاهي

  • متخصص كودكان در بيمارستان نمازي 41-1339

( دانشگاه شيراز – علوم پزشكي )

  • استاديار-45-1341

  • دانشيار-50-1345

  • استاد – از 1350 تا كنون

سمتهاي اجرايي

  • رئيس بخش كودكان

(دانشگاه شيراز- دانشگاه علوم پزشكي )

  • رئيس بيمارستان نمازي-1358

  • رئيس دانشكده پزشكي-1358-62

عضويت در كميته ها و مجامع

  • عضو هيأت مميزي دانشگاه

  • عضو هيات تحريريه مجله دانشكده پزشكي شيراز

  • عضو هيات امتحان تخصصي كودكان

  • عضو هيات تجديد نظر

  • عضو فرهنگستان علوم پزشكي مشهد

  • رئيس انجمن كودكان فارس

تقدير و دريافت لوح سپاس توسط

  • جناب آقاي محمد خاتمي رئيس جمهور بعنوان استاد نمونه بنا بر پيشنهاد وزير آموزش پزشكي و

بهداشت و درمان

  • رئيس دانشكده پزشكي شيراز

  • رئيس دانشگاه علوم پزشكي شيراز

  • رئيس سازمان نظام پزشكي شيراز و رئيس شوراي عالي نظام پزشكي كشور

  • انجمن فارغ التحصيلان و متخصصين جوان فارس

  • انجمن دانش آموختگان دانشگاه شيراز

  • استاندار محترم فارس

تاليفات

الف: انگليسي

1. Ghari, R .et al: Congenital hypo plastic anemia associated whit multiple congenital anomalies (Fanconi’s syndrome). Minnesota Med. 42:1395, 59

2. Ghari, R .et al: A commentary on transient dysproteinemia in infancy Proc. Mayo Clinic 35:527, 60.

3. Gharib, R .et al: Juvenile Xanthogranuloma whit ocular involvement, J. Pediat. 54:109, 59.

4. Garib, R.: The incidence of infantile pyloric stenosis in Shiraz, J. Pediatric. 65:622.64

5. Ghari, R .et al: Para nasal sinuses in cystic fibrosis: incidence of roentgen abnormalities, Amer. J. Dis. Child. 108:499, 64.

6. Ghari, R .et al: Sweat chlorid concentration: a comparative study.

In children whit bronchial asthma and whit cystic Fibrosis

Amer. J. Dis. Child. 109:66, 65.

7. Gharib, R.: Rhazes (841-926) Med., Science 16:68, 65

8. Gharib, R.: Stenosing tenovaginitis (trigger-finger) J. Pediat. 69:294, 66.

9. Gharib, R.: A report on medical education in Iran J. Med. Education, 41:791, 66

10. Gharib, R.: Acute rheumatic fever in Shiraz, Iran Amer. J. Dis. Child. 118:694, 69

11. Gharib, R.: Lithia sis in the urinary tract of children. Cl. pediat. 9:157, 70

12. Gharib, R.: Superlative adenoiditis. Iranian J. Med. Sc. 1:41.70

13.Joorabchi, B., Gharib , R., and Sadegi, P.: Prevalence of heart disease in school children of Shiraz . Iranian J. Med .Sc. 1:31, 70

14.Joorabchi, B., Gharib , R., and Sadegi, P.: Epidemiology of rheumatic heart disease in Iran . Observations on 10,676 school children. J. Trop .Med. and Hygiene 74:203. 71

15. Gharib, R.: ECG findings in Iranian children whit severe chronic anemia.

CI. Pediat. 11:630, 7

16. Gharib, R.: Hexachlorophene Toxicity. Iranian J. Med. Sc. 5:100, 74.

17. Gharib, R.et al: Sex-Chromatin in Iranian Newborn Fern ales

Iranian J. Med. Sc. 8:190, 77.

18. Sadeghi, P., Gharib, R., Tavakoli,M.J., and Karimi, A. ;

Up a Streptococcal Pharyngitis –Comparison of Knowledge in two student groups.

Health and Hygienic, 2:21.78.

19. Gharib, R., and Riazi, M.M.: Treatment of acute pharyngitis –comparison of Pediatrician and General Practitioners. Iranian J. Med .Sc. 10:213. 79.

20. Gharib, R.: Chest pain in children –A prospective study.

Med .J .of Islamic Republic of Iran 2:127,1988

21. Gharib, R: Chest Pain in children an Echo cardio graphic study -- In progress

Under dosing of Acetaminophen –In Progress

22. Gharib, R.: Under dosing of acetaminophen – In progress

23. Gharib, R.: Familial Mediterranean fever. Iranian J. Med sc. 16:124/91

ب: فارسي

1- عوارض داروهاي آرامبخش، مجله طب عمومي . ‌سال سوم . ‌شماره اول .‌آبان 1342

2- مقايسه آمار تنگي باب المعده كودكان ( در شيراز ) نامه دانشكده تهران .‌سال بيستم . شماره هشتم .ارديبهشت 1342

3- ميزان شيوع نواقص در نوزادان متولد در شيراز ، نامه دانشكده پزشكي تهران . سال بيست ويكم . شماره پنجم . بهمن 1342

4- اينتر فرون ، نامه دانشكده پزشكي تهران . سال بيست و پنجم .‌شماره چهارم . دي 1346

5- نشانه شناسي در طب اطفال ( كتاب ) ، از انتشارات دانشگاه شيراز 1348

6- حساسيت به پني سيلين ، مجله نظام پزشكي .‌سال سوم .‌شماره 6 . ارديبهشت 1353

7- اثر فنوباربيتال در يرقان نوزاد ، مجله نظام پزشكي . سال چهارم .‌شماره 4 . ‌فروردين 1355

8- آئين پرورش نوزادان و كودكان ( كتاب ) ، از انتشارات دانشگاه شيراز 1360

9 - نشانه شناسي در طب كودكان ( كتاب ) چاپ دوم ، از انتشارات دانشگاه شيراز 1363

10- تحليل انتقادي درباره معيار هاي جونز ، دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1363

11- پرولاپس دريچه ميترال ، دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1364

12- درد قفسه سينه دركودكان ، دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1365

13- كاربرد باليني CRP دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1366

14- مسائل مربوط به درمان گلو درد استرپتوككي ، دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1367

15- تب مديترانه ، دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1368

16- تجويز استامينوفن توسط والدين -1371 ، يك بررسي آينده نگر دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1372

17- سينويت گذاري مفصل لگن ، يك بررسي آينده نگر دركتاب مسائل رايج طب كودكان – 1372

18- پزشكي در هزاره گذشته : ده شخصيت تاثير گذار در دانش پزشكي ، گزيده از تازه هاي پزشكي – بيماريهاي داخلي و كودكان از انتشارات فرهنگستان علوم پزشكي ، سال ششم – شماره سوم – صفحه 411- اسفند 1379

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

دكتر محمد علي نيلفروشان

فرزند محمد مهدي – متولد 1315 اصفهان

تحصيلات ابتدائي و سيكل اول متوسطه : مدرسه قدسيه اصفهان

تحصيلات سيكل دوم دبيرستان : دبيرستانهاي سعدي (يكسال ) و دبيرستان ادب دو سال آخر

اخذ ديپلم طبيعي با رتبه اول : خرداد 1335

قبولي در كنكورپزشكي دانشگاه تهران: شهريور1335

ورودي دانشكده پزشكي دانشگاه تهران : مهر ماه 1335

قبولي در امتحان E.C.F.M.G فروردين ماه 1341

اخذ دكتراي پزشكي عمومي از دانشگاه پزشكي دانشگاه تهران : آذرماه 1341

عزيمت به آمريكا جهت تحصيلات تخصصي و فوق تخصصي : ديماه 1341

دوره يكساله انترني چرخشي دربيمارستان Saint THOMAS شهر اكرون ايالت اوهايو آمريكا ديماه 1341( اول ژانويه 1963 لغايت آخر دسامبر همان سال )

رزيدنتي بيماري هاي داخلي به مدت شش ماه دربيمارستان AKRON CITY 1/1/64 تا 30/6/64

شروع دوره سه ساله رزيدنتي كودكان دربيمارستان CHILDREN HOSPITAL OF AKRON .OHIO از اول جولاي 1964 لغايت پايان جون 1967

چيف رزيدنت همان بيمارستان از اول جولاي 1966 به مدت يكسال تا پايان جو ن 1967

قبولي ذيرش درامتحان كتبي بورد تخصصي كودكان آمريكا در ژانويه 1966

شركت و قبولي در بورد شفاهي كودكان آمريكا درماه آوريل 1967 و اخذ بورد تخصصي كودكان

گذراندن دوره فوق تخصص سيتوژنتيك دردانشگاه Case Western Reserve كليولند اهايو و مسئوليت آزمايشگاه سيتوژنتيك بيمارستان كودكان اكرون از اول جولاي 1966 لغايت پايان اگوست 1967 و اخذ گواهينامه.

بازگشت به ايران شهريور 1346(‌سپتامبر 1967)

استخدام دردانشكده پزشكي دانشگاه تبريز بصورت قراردادي تمام وقت از 1/7/46 لغايت 1/8/1347

ادامه خدمت در دانشكده پزشكي دانشگاه اصفهان از 1/8/47 تا 29/12/1348 ( بصورت تمام وقت )

استخدام در بيمارستان خانواده ارتش ( نيروي زميني ) بصورت قراردادي از 15/1/49 تا 31/2/1350

استخدام دربيمارستان فيروزگر تهران بعنوان عضو هيات علمي وابسته به دانشگاه تهران و جندي شاپوراهواز بصورت قراردادي از 1/3/50 لغايت تير ماه 1352 و سپس بصورت رسمي تا پايان تير ماه 55

استفاده از مرخصي بدون حقوق به مدت سه سال و تدريس و تحقيق در مراكز آموزشي درماني تهران

دعوت به كار و بازگشت به خدمت دربيمارستان فيروز گر تهران و راه اندازي مجدد بخش كودكان و نوزادان بعنوان رئيس بخش ومديريت گروه كودكان منطقه مركز بهداري از تير ماه 1358 به مدت 5 سال

انتقال به مركز طبي كودكان تهران ( بيمارستان دكتر حسن اهري ) بعنوان عضو هيات علمي و رئيس بيمارستان از تير ماه 1360 لغايت ارديبهشت 1362

بازگشت به بيمارستان فيروزگر و بيمارستان محمد باقر صدر از همان تاريخ و ادامه خدمت بعنوان عضو هيات علمي معاونت آموزشي وزارت بهداري و سپس دانشگاه علوم پزشكي ايران 1369

تبديل وضعيت استخدامي به عضويت هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران درسمت دانشيار از آبان ماه 1369

ارتقاء به درجه استادي كودكان از آبان ماه 1372

ماموريت براي ايجاد بخش كودكان درمجتمع آموزشي درماني حضرت رسول اكرم ( ص) از تير ماه 1372 و شروع به كار درمردادماه همان سال

راه اندازي بخش كودكان ونوزادان درمجتمع آموزشي حضرت رسول اكرم ( ص) در بهمن ماه 1372 با ظرفيت شصت تختخواب و قبول مسئوليت و رياست بخش مذكور

اخذ مجوز تربيت دستياركودكان دراين بخش از دبيرخانه شوراي عالي تخصصي وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي ازمهر ماه 1373.

ادامه خدمت دانشگاهي به عنوان رئيس بخش كودكان مجتمع حضرت رسول اكرم (ص) تا پايان اسفند 1380

افتخار بازنسشتگي در پايان سال 1380

آموزش و تدريس مسائل بهداشتي درماني طب كودكان و ژنتيك كودكان به دانشجويان ،‌رزيدنت ها و فارغ التحصيلان پزشكي در تمام دوران خدمت .

عضويت در مجامع و فعاليت ها ي علمي

آكادمي طب اطفال آمريكا (A.A.P).

انجمن بين المللي طب كودكان I.P.A))

هيات مديره انجمن پزشكان كودكان ايران.( I.P.S)

هيات مؤسس و هيأت امناء انجمن ترويج تغذيه با شير مادر.

عضوهيأت مؤسس و هيأت مديره انجمن تغذيه كودكان ايران .

هيأت مؤسس انجمن علمي تغذيه باشير مادر .

ارزشيابي گواهي نامه و دانشنامه ( پره بورد و بورد ) تخصصي كودكان ايران .

كميته ارزشيابي فارغ التحصيلان پزشكي خارج از كشور در رشته كودكان .

كميته كودكان شوراي عالي پزشكي .

كميته كشوري ترويج تغذيه با شير مادر .

كميته سياستگذاري تغذيه با شير مادر.

كميته كشوري مبارزه با بيماريهاي اسهال.C.D.D))

كميته كشوري كنترل بيماري هاي حاد تنفسي) I.A.R )

كميته كشوري كاهش مرگ و مير مادران ونوزادان.

مبارزه با بيماري هاي واگيردار.(E.P.I)

كميته كشوري مراقبت هاي ادغام يافته ناخوشي هاي اطفال ( مانا) .(I.M.C.I)

كميته كارشناسي دادسراي بدوي انتظامي نظام پزشكي در طب كودكان .

كميته كارشناسي سازمان پزشكي قانوني.

كميته هاي علمي آموزش بهداشت وزارت بهداشت.

كميته تدوين و ارزشيابي برنامه ها ي دستياري رشته بيماريهاي كودكان.

كميته علمي و اجرائي همايش سالانه بزرگداشت استاد دكترمحمد قريب.

مسئول كميته ارزشيابي علمي پزشكان خارجي مقيم يا داوطلب خدمت در ايران .

گروه آموزشي پزشكي تخصصي اطفال برنامه هاي دفتر بازآموزي و آموزشهاي آزاد معاونت آموزشي وزارت بهداشت .

شوراي تخصصي اطفال معاونت امور درمان و دارو وزارت بهداشت .

شاخه بهداشت شورايعالي برنامه ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي .

موسس و اولين سردبير و عضو شوراي نويسندگان فصلنامه علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي ايران .

مسئول كميته هاي علمي و اجرائي تغذيه با شير مادر ، بيماريهاي اسهالي و كنترل بيماريهاي تنفسي دردانشگاه علوم پزشكي ايران

تأليفات

كتا ب سيتوژنتيك : انتشارات دانشگاه اصفهان 1348

كتاب بهداشت : انتشارات آموزش بهداشت – وزارت بهداري 1363

· كتابهاي انتشارات انجمن ترويج تغذيه با شير مادر با همكاري اساتيد انجمن

· مقالات متعددي در زمينه: بيماريها و بهداشت كودكان و ژنتيك كه همگي دركنگره ها ، سمينارها وكارگاه هاي آموزشي بصورت سخنراني ارائه شده و در كتابهاي كنگره ها و مجلات داخلي و خارجي به چاپ رسيده است .

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

استفاده از كات دان وريد دلتوپكتورال به عنوان روش جايگزين براي دستيابي به وريد هاي مركزي درتغذيه وريدي شيرخواران

دكتر جواد احمدي دانشيار دانشگاه علوم پزشكي دانشگاه تهران

دكتر سيد محمد علي رئيس السادات استاد يار دانشگاه آزاد اسلامي مشهد

خلاصه :

سابقه : درعين حاليكه تغذيه خوراكي دربيماران بهترين روش تغذيه است ولي درشرايط خاص استفاده از تغذيه وريدي براي نجات بيمار اجتناب ناپذير است و براي انجـــام تغذيه وريدي دستيابي به وريد مركزي ضروري است . براي دستيابي به وريد مركـزي از عروق نواحي مختلف بدن استفاده شده است كه ما آنرا از طريق وريد دلتوپكتورال تجربه كرده و نتايج آنرا بررسي كرده ايم .

روش: يك مطالعه پروسپكتيو تصادفي در بيماران با نياز به تغذيه وريدي انجام شده است كه در تعدادي از بيماران ( 12 بيمار ) از سي بيمار كه طي مدت 6 ماه درسال 1381 درمركز طبي كودكان تهران از وريد دلتوپكتورال جهت دستيابي به وريد مركزي استفاده شده است و نتايج بدست آمده با گروه ديگري از بيماران( 18 بيمار) كه از ساير وريــــــدها( ژوگولر، ساب كلاوين و سافن ) استفاده شده ، مقايسه گرديده است .

نتايج : 30 بيمار به مدت 6 ماه مورد كاتتريزاسيون جهت دست يابي به وريد هاي مركزي به روش پركوتانه (seldinger ) ، كات دان ، اكسپوز وريد و روش (seldinger) قرار گرفتند و نتايج بدست آمده ثبت شده و مشخص شد كه زمان عمل و ميزان خونريزي درروش كات دان دلتوپكتورال كوتاهتر بوده و نيز انجام آن نياز به وسايل روش پركوتانه ( seldinger ) نداشته و عوارض بعد از كاتتريزاسيون مانند پنوموتوراكس ، هموتوراكس و ترومبوز ديده نشد.

نتيجه گيري : اينكه روش كات دان دلتوپكتورال درچين دلتوپكتورال ناحيه شانه مي تواند يك روش جايگزين براي دست يابي به وريد هاي مركزي با عوارض كمتر باشد .